تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
آثار قديمى ديگرى كه بطور متعدّد در قسمتى از سواحل خليج‌فارس وجود دارد ويرانه‌هاى برجهائى است كه در دامنهء كوههاى ساحلى خليج ساخته بودند و برفراز آنها آتش مىافروختند و براى راهنمائى كشتيها مورد استفاده قرار ميگرفته است و هم‌اكنون از بندر عسلويه در مشرق بندر طاهرى ( محلّ بندر سيراف ) تا بندر لنگه و تا بندرعباس بقاياى اين گونه برجها باقى و پديدار است . از بندر سيراف كه به طرف مشرق بجانب دهانهء خليج‌فارس بروند جزيرهء كيش بر سر راه قرار دارد كه خود از مراكز مهمّ بازرگانى و آبادانى خليج‌فارس بوده است . شهر قديم كيش در سمت شمال اين جزيره واقع شده تپّه‌هاى زيادى از آثار خانه‌هاى آن و ستونهاى سنگى در اطراف آنها اكنون باقيمانده است و تا اواخر قرن هشتم هجرى جزيرهء مزبور داراى شهرت زياد بوده بعدها روبويرانى گذارده و جزيرهء هرموز راه ترقى و آبادى پيمود « 1 » . نمونهء آبادى و رونق جزيرهء كيش را ميتوان از حكايت شيخ سعدى در كتاب گلستان گواه آورد كه چنين مينويسد : « بازرگانى را ديدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده و خدمتگار شبى در جزيرهء كيش مرا بحجرهء خويش درآورد همه‌شب نيارميد از سخنهاى پريشان گفتن كه فلان انبارم بتركستان است و فلان بضاعت بهندوستان و اين قبالهء فلان زمين است و فلان چيز را فلان ضمين گاه گفتى خاطر اسكندريه دارم كه هوائى خوشست بازگفتى نه كه درياى مغرب « 2 » مشوش است سعد يا سفرى ديگر در پيش است اگر آن كرده شود به قيمت عمر خويش بگوشه‌اى بنشينم گفتم آن كدام سفر است گفت گوگرد پارسى خواهم بردن بچين كه شنيدم قيمتى عظيم دارد و از ان‌جا كاسهء چينى بروم آرم و ديباى رومى بهند و فولاد هندى بحلب و آئينهء حلبى بيمن و برد يمانى بپارس و زان پس ترك تجارت كنم و بدكانى بنشينم . . . تا آخر داستان » از اين داستان به خوبى ميتوان به موقعيّت و اهميّت جزيرهء كيش كه يكى از پايگاههاى بازرگانى ايران در خليج‌فارس بوده است پىبرد ، آثار ويرانهء قصبهء حريرا كه از ابنيهء قديمى عهد اسلام بوده نيز باقى مانده است و از ستونهاى
هامش
( 1 ) رسالهء نظرى بايران و خليج‌فارس نگارش اسمعيل نورىزاده بوشهرى - چاپ طهران 1323 شمسى ص 100 ( 2 ) يعنى درياى مديترانه .