تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
مينويسد كه شهرى بزرگ بوده در كنار خورى واقع گرديده است و تا دريا نيم فرسخ فاصله دارد ، مقدسى اشاره نموده است كه مسجد و دار الاماره و بازارهاى بسيار معمور دارد و بنا بر گفتهء ياقوت در سال 321 قرمطىها آنجا را تصرّف كرده مردم آن را كشتند و شهر را چنان ويران ساختند كه جز اندكى از آن باقى نماند ولى فارسنامه در قرن ششم و حمد اللّه مستوفى در قرن هشتم آنجا را شهرى آباد معرفى كرده و اشاره نموده‌اند كه كتان در آنجا هم كاشته و هم بافته مىشود و آن بندر در پناه قلعه‌اى است . بندر مهروبان در نزديك مرز غربى خاك فارس واقع و نخستين بندرى بود كه وقتى كشتىها از بصره و مصب شطّ العرب بعزم هند بيرون ميآمدند به آنجا ميرسيدند و بندر مهم ارّجان ( ارّگان ) كه نام ناحيهء مهم شمال‌غربى فارس بود بشمار ميرفت و در قرن چهارم هجرى شهر معمور بود و مسجدى خوب و بازارهائى آباد داشت - ناصرخسرو در سال 443 هجرى بندر مهروبان را ديده است و دربارهء آن چنين مىگويد : « شهرى بزرگ است بر لب دريا نهاده بر جانب شرقى و بازارى بزرگ دارد و جامعى نيكو امّا آب ايشان از باران بود و غير از آب باران چاه و كاريز نبود كه آب شيرين دهد ، ايشان را حوض‌ها و آبگيرها باشد كه هرگز تنگى آب نبود و در آنجا سه كاروانسراى بزرگ ساخته‌اند هريك از آن چون حصاريست محكم و عالى و در مسجد آدينهء آنجا بر منبر نام يعقوب ليث ديدم نوشته پرسيدم از يكى كه حال چگونه بوده است گفت كه يعقوب ليث تا اين شهر گرفته بود و ليكن ديگر هيچ امير خراسان را آن قوّت نبوده است و در اين تاريخ كه من آنجا رسيدم اين شهر بدست پسران ابا كالنجار بود كه ملك پارس بود و خواربار اين شهر از شهرها و ولايتها برند كه آنجا بجز ماهى چيزى نباشد » « 1 » .
هامش
( 1 ) نقل از كتاب سرزمين‌هاى خلافت شرقى ص 5 / 294 ، ضمنا دانشمند محترم آقاى محيط طباطبائى معتقد هستند كه بندر مهروبان نزديك بندر ديلم كنونى واقع بوده است .