تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
دربارهء ريشهر واقع در انتهاى غربى خاك فارس « 1 » مناسب ميداند چند سطرى را كه در كتاب سرزمين‌هاى خلافت شرقى نگاشته شده است عينا نقل نمايد : « اهميّت ريشهر تا زمان سلجوقيان پايدار ماند و فارسنامهء ابن بلخى از قلعهء آن ذكرى بميان آورده گويد آنجا كشتى ميسازند بگفتهء حمد الله مستوفى ايرانيان آن را « بربيان » مىگفتند و اسم اصلى ريشهر بوده است و دادوستد مردم آن شهر با بنادر خليج‌فارس بسيار بوده « و هوائى بسيار گرم و متعفّن دارد حاصلش غلّه و خرما و كتان ريشهرى بود و بتابستان بيشتر مردم آنجا بقلعه‌ها بروند از بهر خوشى و هوا و از آنجا بدزكلات يك فرسنگ است » و بطورى كه گفتيم از قلاع اسماعيليّه بوده است . نزديك ريشهر هنديجان شهر و ولايتى در ساحل سفلاى رودخانهء ارجان است . مقدسى گويد هنديجان يا هندوان بازارى بزرگ براى فروش ماهى است و مسجدى زيبا دارد . در ولايت هنديجان بقاياى آتشگده و آسياب‌هاى كهنه وجود داشت و گفته ميشد كه در آنجا مثل مصر گنج‌هائى در زير زمين مدفون است . قزوينى گويد در آنجا چاهى است كه از آن بخارى سمّى بيرون مىآيد و هرگاه پرنده‌اى از بالاى آن چاه پرواز كند در آن فرو ميافتد و ميميرد . » « 2 » در جاى ديگر همين كتاب « 3 » دربارهء نام بندر گناوه اشاره مىكند كه « ايرانيان آن را كنفه يا آب گنده مىنامند زيرا آب آنجا چركين است » - تصوّر ميرود مسموم بودن بخار چاه هنديجان مذكور در كتاب حمد اللّه مستوفى و چركين بودن آب دربند گناوه از قديم الايّام از جمله آثار وجود منابع نفت در آن نواحى باشد . اثر باستانى مهمّ ديگر خليج‌فارس كه در اواسط كرانهء شمالى آن قرار دارد محلّ بندر سيراف نزديك بندر طاهرى كنونى بشمار ميرود كه در عهد ساسانيان و قرون اوّليّهء اسلامى داراى اهميّت و موقعيّت برجسته و شهرت فراوان بوده است ،
هامش
( 1 ) محل آن بمسافت مختصرى در شمال بندر معشور بوده غير از ويرانه‌هاى ريشهر واقع در شبه جزيرهء بوشهر است . ( 2 ) كتاب سرزمين‌هاى خلافت شرقى ص 3 / 292 . ( 3 ) همان كتاب صفحهء 295 .