تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 32

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٣٢
و نيز در ترجمهء بيت سعدى :
خوشا تفرج نوروز خاصه در شيراز * كه بركند دل مرد مسافر از وطنش
در كتاب تاريخ ادبى ايران جلد دوم چنين مىسرايد :
O joyous and gay is the New - year's day and in Shiraz most of all , Even the stranger forgets his home and becomes its thrall
* * * در ميان معاصران ما ( قرن چهاردهم هجرى ) استاد بزرگ و اديب بزرگوار سيد احمد پيشاورى ( متوفّى 1349 ه . ق ) كه از اجلّهء ائمّهء ادب در عصر حاضر بود ، در مثنوى موسوم به « قيصرنامه » شاهكار معروف خود كه در اوان جنگ اوّل جهانى سروده است ، در ستايش از دليران و وطن‌پرستان پارس ابيات بسيار ببحر تقارب ميفرمايد كه از آن جمله است :
ز دريا و كان ، لعل و بيجاده را * نثار آورم پارسىزاده را . رخ پارسىزاده پرنور باد * به شيراز در سال و مه سور باد ! تو اى ابر نيسان صدف‌زار شو * صدف از هوا گو گهربار شو ، گهربار بر فرق شيران پارس * هزارآفرين بر دليران پارس ! ثناگستر كشور پارسم * يكى هاشمى قنبر پارسم ، تويى يادگار از جم و اردشير * هميدون بزى شادمان سال دير ! تويى يادگار از نياكان پاك * تويى پاسبان هم برين مرز و خاك ، كف موسوى ، خاك بيضات باد * دم عيسوى ، باد صحرات باد ، همه خاك ايران تن و ، تو سرى * كه شيران لشگرشكن پرورى ، چو شد از شما كاخ غيرت بپاى * كلاه شما باد بهرام ساى ، ز نعت شما زيور آراستم * رخ ماه و مينو بپيراستم . . .
در ديوان سرآمد سخن‌سرايان اوائل قرن چهاردهم ، مرحوم اميرى اديب - الممالك فراهانى ( متوفى 1336 ه . ق ) ، قطعهء زيبايى است در وصف پازارگاد ، كه آن را پارساگرد خوانده است ، و قبر كورش شاهنشاه هخامنشى را به « رواق مثلث » تعبير كرده ، از نقل آن نميتوان گذشت ميفرمايد :
بگرد پارس حصارى ز پاساگرد است * كه عشق آنجا استاد و ، عقل شاگرد است