و غياث الامه اطال الله بقا هما فى سنة اثنين و تسعين و ثلثمائه
از نبشتهء فوق برميآيد كه ابو نصر پسر عضد الدوله باتفاق فرزند خود ابو منصور هنگام شكار با همراهى عدهء زيادى از لشگريانش در سال 392 هجرى بتختجمشيد آمده اوقاتى را در آنجا گذرانيدهاند .
6 - در قسمت بالاى همان بدنهاى كه نبشتهء كوفى فوق بر آن منقور است ( يعنى بالاى بدنه سمت چپ درگاهى بين تالار و ايوان ) لوحهاى در 11 سطر به خط ثلث شيوا برجسته مرقوم رفته اشعار و مطالب آن بشرح زير است :
آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود .
صحبت دنيا كه تمنا كند * با كه وفا كرد كه با ما كند
ملك سليمان مطلب كان هباست * ملك همانست سليمان كجاست
زين گهر و گنج كه نتوان شمرد * سام چه برداشت سليمان چه برد
خاكشد آنكس كه درين خاك زيست * خاك چه داند كه درين خاك چيست
هر ورقى چهرهء آزاده ايست * هر قدمى فرق ملك زادهايست
عمر بخشنودى دلها گذار * تا ز تو خشنود بود كردگار
هركه بنيكى عمل آغاز كرد * نيكى او روى به دو باز كرد
حرره على بن سلطانخليل بن سلطان حسن اصلح الله شانهم فى شهور سنه احدى و ثمانين و ثمانمائه
يكى از عنايات حقست اين * كه نه سالهام مينويسم چنين
كتيبهء فوق همانطور كه از قسمت اخير آن برميآيد توسط سلطانعلى فرزند سلطان خليل پسر سلطان حسن ( اوزون حسن ) آققوينلو در سن 9 سالگى نوشته شده است « 1 » .
7 - كتيبهء ديگرى نيز به خط سلطان على بر ديوارهء داخل نخستين پنجره بين ايوان و تالار ( از جانب مشرق ) به خط نسخ برجسته نوشته شده كه متن آن بقرار ذيل است :
هامش
( 1 ) باستثناى كتيبههاى 6 و 25 كليهء نوشتههاى فارسى و عربى كه در تلو اين صفحات انتشار مييابد از يادداشتهاى شخصى نگارنده كه در هنگام توقف در سالهاى 1311 تا 1313 و مأموريتهاى مختلف بعدى در تختجمشيد از روى اصل آنها استنساخ شده بود نقل ميگردد و آنچه دراينباره در كتب ايرانى و بيگانه منتشر گشته مورد استفاده و استناد واقع نشده است - در مورد كتيبهء فوق پيش از آنكه نگارنده از وجود آن اطلاع يافته متن آن را استنساخ نمايم در كتاب راهنماى تختجمشيد تأليف آقاى حسين بصيرى ( چاپ طهران 1325 ) عكس و متن آن درج گرديده بود و مورد استفاده نگارنده واقع شده است راجع به كتيبهء - 25 - نيز در موقع نقل آنكه آخرين نبشته از يادگاريهاى مورد بحث است توضيح داده مىشود .