تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
پيروزى آن شهريار در فاروق بوده است « 1 » فاروق دهكدهء آباد و وسيعى به مسافت قريب 18 كيلومترى شمال‌شرقى تخت‌جمشيد كنار شاهراه شيراز باصفهان مىباشد و در صفحهء 19 متن كتاب هم اشاره اجمالى به اين قسمت شده است . 9 - در محل ديگر ديوارهء داخل همان پنجره كتيبهء زير به خط نسخ مرقوم رفته است :
بماند سالها اين نظم و ترتيب * ز ما هر ذره خاك افتاده جائى غرض نقشيست كز ما باز ماند * كه هستى را نمىبينم بقائى مگر صاحبدلى روزى برحمت * كند در كار درويشان دعائى
حرّره اضعف عباد اللّه الصّمد الغفور ابو يزيد بن محمّد بن مظفّر المنصور اللّهم اصلح شأنه و غفر له و لوالديه و لجميع المسلمين برحمتك يا ارحم الرّاحمين و يرحم اللّه قال آمينا فى اواخر ذى الحجّه اثنين و سبعين و سبعمائه . « 2 » 10 - كتيبهء زير هم بر ديوارهء داخلى پنجرهء مزبور به خط نسخ شيوا در سه سطر حك گرديده است .
اين الا كاسرة الجبابرة الاولى * كنزو الكنوز فما بقين و ما بقوا
كتبه ابراهيم سلطان بن شاهرخ فى سنهء 826 . ابراهيم سلطان فرزند ميرزا شاهرخ و نوادهء امير تيمور گوركانى از خوشنويسان عصر خود بوده كتيبهء ديگرى هم در محل ديگر كاخ كوچك داريوش به همين تاريخ نوشته است كه ذكر آن ( در شمارهء 20 ) خواهد آمد . 11 - در جاى ديگر ديوارهء داخلى همان پنجره به خط نستعليق شيوا چنين نوشته شده است :
هامش
( 1 ) - در كتاب آثار تاريخى مرودشت تأليف آقاى على سامى ( چاپ شيراز 1331 شمسى ) ضمن توضيح دربارهء ويرانه‌هاى شهر استخر اشاره مىكند كه محيى الدين ابو كاليجار يا ابو كالنجار فرزند فنا خسرو عضد الدوله بوده او را ابو كالنجار مرزبان صمصام الدوله ميناميدند و زمان فرمان‌فرمائى او از 372 هجرى بوده و بدستور او در سال 436 هجرى شهر استخر را خراب و برج و باروى آن را با خاك يكسان نمودند و ساكنين آنجا را به كلى بشيراز كوچانيدند ( نقل از صفحات 32 و 33 كتاب سابق الذكر ) . ( 2 ) به نبشتهء يادگارى شمارهء - 25 - يعنى آخرين نبشتهء مورد بحث در اين قسمت مراجعه شود .
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 341 | محمد تقى مصطفوى