نقش برجستهء بالدار نمايندهء فروهر است كه يكى از پنج تركيب روان انسانى باشد و هيچ ارتباطى با اهورامزدا ندارد - اهورامزدا داراى شكل و تصوير و مجسّمه و نقش برجسته نيست .
7 - نبشتهها و يادگارهاى مختلف در كاخ كوچك داريوش و برخى نقاط ديگر تختجمشيد
بطوريكه در صفحهء 29 متن كتاب ضمن توصيف كاخ كوچك داريوش ( تچر - تالار آئينه ) اشاره شد علاوه بر نبشتههاى ميخى بنام داريوش و خشايارشا و اردشير سوم كه نمودار مراحل مختلف ساختمانى كاخ مزبور بوده مفاد آنها بطور اجمال در صفحهء سابق الذكر نقل گرديده است نوشتههاى متعددى هم بخطوط پهلوى و كوفى و ثلث و نسخ و نستعليق بر سنگهاى مستحكم كاخ نامبرده نقر شده امتياز مخصوصى از اين بابت به كاخ كوچك داريوش بخشيده است اين گونه نوشتهها عموما يادگار شاهان و بزرگان و رهگذران مختلفى است كه طى گذشت روزگار آثار تختجمشيد را بازديد نموده هركدام بنوعى احساساتى را كه بر اثر ديدار اطلال آنجا پيدا كردهاند به صورت شعر يا نثر نبشتهاند و در برخى موارد اتفاقات و وقايع تاريخى مربوط به زمان خود را كه مقارن با چنين ديدارى بوده است ذكر نمودهاند و بر خلاف نبشتههاى ميخى تختجمشيد كه مضمون عموم آنها شبيه يكديگر بوده حاوى ستايش آهورامزدا و ذكر نام پادشاهى كه هر قسمت از آثار تختجمشيد در زمان او ساخته شده است مىباشد ( در ذيل صفحه 23 متن كتاب توضيح اين قسمت ذكر شده است ) نوشتههاى يادگارى سابق الذكر داراى مضامين گوناگون و مربوط بادوار مختلف تاريخى است و نمونههاى متنوع خطوط و طرز انشاء و بيان احساسات بانواع مختلف در آنها وجود دارد - علت انتخاب سنگهاى كاخ كوچك داريوش براى نقر اين گونه نبشتهها خوبى و استحكام سنگهاى مزبور و محفوظ ماندن از آتش اسكندر و آسيبهاى ناشيه از آن بوده است .
باتوجه به توضيحات فوق اينك بطور اجمال مهمترين نبشتههاى مزبور را بشرح زير معرفى مينمايد :
1 و 2 - بر ضلع جنوبى تختهسنگ بدنهء شرقى درگاهى بين ايوان و تالار دو نبشتهء پهلوى مربوط به زمان شاپور دوّم ( 310 تا 379 ميلادى ) منقور است - ترجمهء آنها در كتاب پايكولى - تأليف پروفسور هرتسفلد « 1 » چاپ برلن 1924 ميلادى - جلد اول صفحهء 121 ) و بعضى انتشارات ديگر دانشمندان خارجى مندرج مىباشد و نگارنده با استفاده از كتاب پايكولى و نسخهء مدوّن درس تمدّن ساسانى
هامش
( 1 )PAIKULI Ernst Herzfeld , Volume I Page 121 Berlin MCMXXIV