التعليم » خواجه نصير الدّين توسى ، به عنوان كتاب اخلاقى حوزهها معرّفى مىگردد و آثار فيض كاشانى با نگرش شيعى به اخلاق ، « محجة البيضاء » را جايگزين آراى روايى و اخلاقى غزالى مىنمايد . ابتكاراتى كه بزرگان حوزه نظير : شيخ بهائى و ملا صدرا و ديگران از جهت جلوههاى هنرى و ذوقى در كلاسهاى درس ، باعث مىشود كه كار آنان از يك زاويهى خاصّ فرهنگى - تاريخى مورد بررسى قرار گيرد تا بتوان منصفانه به معرّفى يك الگوى سنّتى در تاريخ آموزش و پرورش بعد از اسلام پرداخت .
اصولا در ميان انواع بناها ، ايرانيان در ايجاد بناهايى كه جنبهى مذهبى داشته يا به نوعى از سوى دين مبين اسلام مورد توجه خاصّ قرار گرفتهاند ؛ سعى و اهتمام فراوانى داشتهاند ، به گونهاى كه مدرسه پس از مسجد ، مهمترين بناى عمومى در ميان ساختمانهاى درون شهرى محسوب مىشود .
از سويى اولياى امور از تأثير فضاهاى كالبدى در فرآيند رفتارى بهرهبرداران از فضا آگاهى كاملى داشتند و مىدانستند فضايى كه بر اساس باورهاى اعتقادى - فرهنگى و سنتى شكل گيرد ؛ به يقين محيط بهترى براى كسب فضائل و كمالات فراهم خواهد آورد . بر اين اساس لازم بود نظام تعليم و تربيت اسلامى كه مركب از سه مرحلهء شنيدن ، مشاركت و تدريس مىباشد و آرايش فيزيكى و سنتى آن كه بر مبناى تجمعى دايرهوار به نام « حلقه » از صدر اسلام مورد توجه بود ، در ساخت فضاهاى آموزشى نيز مدنظر معماران قرار گيرد .
در اين نظام سنتى « روند آموزش » به موازات « محصول نهايى » آن مورد تأكيد و توجه قرار مىگرفت و به بيان بهتر « چه چيز را دانستن » هيچگاه اولياى امر را از « چطور ياد گرفتن » غافل نمىساخت .
به طور خلاصه ، مدرسه را مىتوان به عنوان يك بنيان آموزشى متعالى كه معمولا
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: مصلح الدين مهدوى
ص٣٠