است از مدارس دينى و موقوفات آنها ، تنها در اصفهان كه پايتخت است و شهرى باشكوه و بزرگ به شمار مىرود ، در حدود يكصد موقوفهى قابل ملاحظه وجود دارد . . . » « 1 » كار به جايى مىرسد كه زنان متموّل و شاهزادگان صفوى نيز گام بدين ميدان نهاده و از اين تاريخ به بعد حدود پنجاه مدرسه به نام اين زنان به چرخهى عظيم تعليم و تربيت عهد صفوى مىپيوندد و دامنهى اين وقفيّات به زندگى روزمرهى عالمان دين كشيده شده ، به گونهاى كه پرداخت حقوق و مزاياى علما و طالبان علوم حوزوى ، سيّاح هوشمند آلمانى ( كمپفر ) را شگفتزده كرده و مىنويسد : « . . . حقوق مدرسه ( منظور مدرسهء امام است ) به يكصد تومان ( 1700 تالر ) بالغ مىشود . . . و بايد دانست كه اين حقوق درست در روز مقرر و بدون كم و كاست تأديه مىشود . . . » آنگاه با حسرتى مثالزدنى ، از اين كه در قرن 16 ميلادى ، اروپا و جامعهى علمى آن از چنين نعمتى بىبهره است مىنويسد : « كاش در آلمان نيز به استادان ، اين فروزندگان چراغ دانش چنين موهبتى ارزانى مىشد » . « 2 » از سوى ديگر به تعبير دكتر سميع آذر : « در اين دوره آثار مختلف و تازهاى منتشر شد و يا نظريات ارائه شدهى پيشين به طور وسيعى مورد استفاده قرار گرفت . . . » . « 3 »
لذا در اين دوره كه دست كم دو قرن و اندى به طول مىانجامد ، مجموعه نظريات كلى در باب آموزش علم - كه سابقا در كتب اخلاقى و ادبيات تعليمى ما به گونهى تمثيل و . . . بيان شده بود - به صورت عملى در نظام اجرايى آموزش به كار گرفته مىشود ( البته با تأكيد بر مبانى فقه شيعه ) همچنانكه اگر بناست كتاب اخلاقى تدريس و فهميده شود ، آثار اخلاقى غزالى و امثالهم به كنارى نهاده شده و « آداب
هامش
( 1 ) - سفرنامهء كمپفر ، ص 140 .
( 2 ) - سفرنامهى كمپفر ، ص 141 .
( 3 ) - تاريخ تحوّلات مدارس در ايران ، دكتر عليرضا سميع آذر ، صص 119 و 120 .