اوقات پستوها دو طبقه بودند كه قسمت پايين آن به صورت آشپزخانه و براى اتاقهاى اضافى و طبقه بالاى آن محل دنجى براى استراحت و مكانى نورانى براى مطالعه بوده است . حجرهها معمولا براى يك نفر تا سه نفر بوده و هيچ كدام از آنها رو به نماى بيرون مدرسه ساخته نمىشد . در بيشتر مدارس ايوانچههاى جلوى حجرههاى طبقه اول به راهرو تبديل شده طورى كه در جلوى حجرهها ، راهرو و در پشت آنها نيز پستوها قرار گرفتهاند . در بعضى از مدارس در طبقه اول ايوانچهى جلو حفظ شده و راهرويى باريك و دراز در پشت حجرهها وظيفهى ارتباطدهى را به عهده داشته نمونهى بارز آن مدرسه چهارباغ اصفهان كه از مدارس بسيار زيباى ايران است مىباشد .
الگويى كه امروزه علماى تعليم و تربيت آن را روش فعّال و پوياى « تدريس حلقوى » مىنامند و بىترديد مدرّسان و طلّاب نيز آن را از الگوى موفّق و علمى حضور حضرت ختمى مرتبت ( ص ) در ميان صحابه ، اخذ كرده بودند و چون محدوديّت فيزيكى در آن جا معنى نداشت ، لذا همه چيز بر روند يادگيرى متمركز مىشد ، نه نتيجهى آن ، لذا پرورش قوّهى تحليل و نقد يافتهها و آموزهها ، بسيار مهمتر از اطّلاعات انبوهى بود كه يك طلبه و محصّل علوم دينى ، مىبايست در انبان ذهن خود ذخيره نمايد ، از اين رو ماهيّت آموزش اساسا درك عميق مفاهيم بود نه حفظ بدون تحليل و در سايهسار چنين بينش ارزشمندى بود كه نوابغ فلسفه و عرفان و اخلاق در اين عصر به ظهور مىرسند كه هركدام چون چشمهاى تابان از آبشخور زلال حوزهها سرچشمه گرفته و شناخت هر كدام مىتواند راهى روشن فراروى كرانههاى ذهن پريشان دانشجويان امروز بگشايد و خوشا بر چنين قلمى و اين گونه قدمى !
مريزاد دستى كه مر دوستان را * دواى دل و راحت جان فرستد !