شبانهروزى هم هست توصيف نمود ؛ بنيانى كه در آن علوم سنتى اسلام يعنى حديث ، تفسير ، فقه و جز آن تدريس مىشد . مدرسه بر خلاف اغلب بناهاى اصلى اسلامى ، از آن زمان كه فرهنگ اسلامى در حال تسلّط يافتن بر تمدّنهاى مجاور خود بود ، حاصل نگرديد . مدرسه پاسخى به نيازهاى مخصوص جامعه مسلمانان بود . مدرسه بنايى سفارشى بود كه به منظور خدمت به نهادى مناسبت يافت كه خود نوعى بدعت سنجيده به شمار مىآمد . به علاوه ايجاد مدارس مقدمهاى بود براى ايجاد نوعى تمدن خودگران ريشهدار ، و در عين حال دربردارندهى دستاوردهايى متعالى .
از منشأ تقريبا نامشخص مدرسه چنين استنباط مىشود كه نمونههاى اوّليّه چيزى جز بنيادهاى دولتى نبودهاند با اين هدف كه در ساختمانهايى كه مشخصا به همان منظور طراحى شدهاند ، به فعاليت بپردازند .
اين نهاد با آهنگى طبيعى به آرامى رشد كرد و احتمالا با تغييرى عمده در سبك تدريس متحوّل گرديد . در نخستين قرون اسلام ، اخبار و اطلاعات با حكم صريح منتقل مىگرديد . از قرن چهارم هجرى قمرى و شايد قبل از آن مطالب از طريق توضيح و تفسير ( يا همان تدريس ) تكميل شد و به نوبهى خود از طريق بحث و گفتگوى ( مناظره ) سينه به سينه بسط و انتقال مىيافت كه مسجد مشخصا مكان مطلوبى براى اين امر نبود . از سويى براى دانشآموزان فقير هم مناسب نبود كه در همان مسجدى بخوابند كه در آن درس مىآموختند .
مدارس اوليّه ، صرفا اتاقى در خانهى خود معلم بود و هدف آن مسلّما فقط فراهم كردن محيطى بود كه در آن به دانشآموزان درس دهند نه اين كه منزل را هم در اختيارشان بگذارند ، اما به تدريج مدرسه فرم رسمى و دائمى خود را يافت .
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: مصلح الدين مهدوى
ص٣١