نگرشى ، طبعا عبارت بود از قرائت قرآن و فهم مسائل مربوط به آن و يادگيرى و تفهيم روايات پيامبر و صحابه . اين مدارس كه عمدتا در كنار مساجد ساخته مىشدند ، در شكوفايى باورهاى مذهبى نقش عمدهاى داشتهاند و بىترديد اين كلام پيامبر ( ص ) در تشويق و ترغيب مسلمانان بىتأثير نبوده است ، آنجا كه مىفرمايند : « هر كس به قصد امر تعليم يا تعلّم به مساجد ما وارد شود ، همانند مجاهد راه خدا خواهد بود » « 1 » و اوج اين خيزش و رستاخيز علمى به روزگار صفويّه بازمىگردد .
ظهور صفويه ، با همهى تضادها و تناقضآرايى كه در باب پيدايش آن مطرح است ، نقطهى عطفى در حيات علمى و مذهبى ديار افسانهاى ايران ، محسوب مىگردد .
آنان با محوريّت تفكر شيعى ، انديشههاى بايگانى شدهى علوى را از چهار توى ضخيم تاريخ به درآورده و راهى نو و روزگارى نو را در دفتر تقويم شيعه گشودند ؛ آن هم با مركزيّت « اصفهان » شهرى كه مستعدّ رويش جوانههاى حبّ علوى بود و اينك مىرفت تا مزرع سبز دلها ، كشتگاه اين انديشهها گردد . در اندك زمانى همه چيز آماده گشت ؛ مقدم مهاجرين خوشاقبالى چون : شيخ حرّ عاملى ، بهاء الدين عاملى و . . . گرامى داشته شد و از سويى ساكنان فرهيختهاى چون : ميرداماد ، ميرفندرسكى و علّامه محمّد تقى و محمّد باقر مجلسى ( رحمهم اللّه ) ، نظام نوينى را در عرصهى تعليم و تربيت دينى گشودند و همه چيز براى يك نگرش تازه به دين و مفاهيم بنيادى آن ، فراهم گرديد و بدينسان « مدارس دينى » حلقهى مفقودهاى بود كه با زنجير انديشهها و برداشتهاى تازه از دين به رشتهى كهنسال مدارس اسلامى پيوند زده شد .
هامش
( 1 ) - تاريخ تحولات مدارس در ايران ، ص 71 .