سياست سياسى ، فرهنگى محسوب مىنمايند ، سياستى كه حاصل قشرىنگرى عالمان دين بوده و دود اين خيزشهاى نافرجام به چشم عوام مىرفته است . كما اين كه عدهاى از محقّقان استقرار سلاجقه را در راستاى حمايت و دميدن جانى تازه در كالبد فرسودهى خلافت بغداد ارزيابى مىكنند « 1 » چرا كه عملا پس از آن كه در سال 465 ه . ق . تركان سلاجقه ، آخرين پايگاه آل بويهى شيعه مذهب را تسخير نمودند و دامنهى فتوحات خود را تا بين النّهرين و بخشهايى از آناتولى ادامه دادند و بدين ترتيب قلمرو گستردهاى را تحت قيموميّت خويش درآوردند و در اندك زمانى خود را رقيب سياسى و جدّى فاطميان شيعى مسلك مصر يافتند ؛ فاطميانى كه با رونق مدرسهى بزرگ « الازهر » در سال 650 ميلادى پايگاه نهادينه شدهاى براى عرضهى آرا و افكار خود ، فراهم آورده و اينك به موازات آن مدرسه ، نظاميّهها با چنين بينشى و در سايهى موقوفات كلانى كه فرصت گزينش استادان بنام و پرآوازه را فراهم مىساخت و براى ساخت آنها اين راه شهرهايى بزرگ با موقعيّتهاى ويژه در نظر گرفته مىشدند ، همچنانكه اصفهان در قرن چهارم و پنجم اكثرا پيرو اهل تسنّن و بيشتر حنبلى بودند ( زيرا صالح بن احمد بن حنبل مدّتى قاضى اصفهان بود و آرا و افكار پدر خود را در اين شهر تبليغ مىكرد ) و حدّاقل چندين نسل در اصفهان در رديف طبقهى محدّثين و حفّاظ بودهاند . به هر روى اگرچه اين سياستها در پارهاى موارد ، تبعات بدى را دامنگير امپراتورى عظيم اسلامى مىنمود ، امّا « عدو شود سبب خير ار خدا خواهد » نظام تربيتى خاصّى شكل گرفته بود كه « تعليم و آموزش » را مرادف « پرورش » ساخته و هر دو را به نحوى ناگسستنى لازم و ملزوم يكديگر نموده و محتواى آموزش با چنين
هامش
( 1 ) - تاريخ مؤسسات تمدّنى جديد در ايران ، محمّد حسين محبوبى اردكانى ، ج 1 ، انتشارات دانشگاه تهران .