تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و وقتى درو بپايان مىرسيد و محصول از مزرعه به خرمن انتقال مىيافت نمايندهء مالك بنام « مباشر » از راه مىرسيد و با تحميل خوردوخوراك خود بر زارع ، در كوبيدن و برداشتن آن نظارت مىنمود و در مقابل آنهمه كار و رنج و مشقات ، كه دهقان متحمل مىشد فقط يك‌پنجم از حاصل براى وى منظور مىگشت . زيرا در آنروزگار زراعت نتيجهء پنج عامل زمين ، آب ، شخم ، تخم و كار تصوّر مىشد و بهريك از آنها يك‌پنجم از حاصل تعلق مىگرفت مگر در زراعات ديم كه حاصل به چهار قسمت تقسيم مىگرديد . در بيشتر روستاها علاوه بر زمين آب نيز از آن مالك بود و چون روستائيان غالبا فقير و كم‌بضاعت بودند و گاو براى شخم و بيش از خوراك ساليانه مازادى براى تخم نداشتند ، ناچار آنها را از مالك دريافت مىكردند و در نتيجه چهار پنجم محصول را به او مىدادند ! اين يك امر قهرى است كه اگر كسى با همهء عيال و اطفال خود يكسال در بيابان متحمل زحماتى گردد و در پايان كار چهار پنجم از حاصل تلاش خود را به ديگرى واگذارد عدم رضايت و يا كينه و انتقامى در ذهن خود احساس مىكند و اگر بر اثر ناتوانى و ناكامى يا فقر و استيصال واكنشى نتواند ، آن عقده را پرورش مىدهد و هنگامى كه مقتضى را موجود و مانع را مفقود يابد عكس العمل شديدى از خود ابراز مىدارد . بايد گفت كه بين مالكان اردبيل انسانهاى نجيبى هم بودند و بكشاورزان خود ، كه بنام رعيت خوانده مىشدند ، گاه‌وبيگاه به قدر مقدور مساعدتهائى مىنمودند ولى گروهى نيز رعيت را مترادف با بردگان قرون وسطى مىدانستند و نه تنها بدانها كمكى نمىكردند بلكه از تأمين موجبات ضرورى عمران و آبادى ملك خود نيز سرباز مىزدند و بدينطريق زحمات دهقانانرا بلااثر مىساختند و چه‌بسا كه نخواسته آنانرا از اين رهگذر بگدائى وامى داشتند . وضع شهروندان نيز بهتر از روستانشينان نبود زيرا در منطقه‌اى بوسعت شهرستان اردبيل هيچگونه منبع توليدى جز كشاورزى ، آن هم به شكل و كيفيت مذكور ، وجود نداشت . و بنابراين زندگى مردم عموما بدان بستگى داشت كه كشاورزان زحمت
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 64 | بابا صفرى