تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

فصل سوّم اردبيل از آغاز پيدايش فرقه تا سقوط حكومت ملى آذربايجان

اوضاع اجتماعى اردبيل در آستانهء تشكيل فرقه :

در اينجا گفته‌هاى خود را در مورد فرقهء دموكرات آذربايجان كنار مىگذاريم و بوقايعى كه از زمان پيدايش آن فرقه تا سقوط حكومت ملى آذربايجان ، در اردبيل رخ داده است ، بطور اجمال اشاره مىكنيم . ولى قبل از آن توجّه خوانندگان را باختصار به وضع اجتماعى و اقتصادى روز در اين منطقه جلب مىنمائيم . اردبيل بطوريكه گفتيم ، يك منطقهء كشاورزى است و بيشتر ساكنان اين خطّه را كشاورزان و ده‌نشينان تشكيل مىدهند . تعداد زياد دهستانهاى اين ولايت و فاصلهء كم آنها از يكديگر ، گوياى اين مطلب است كه اراضى آن مستعد بهره‌بردارى است و در هر قسمتى از آن جماعتى سكنى گزيده آمادهء كشت و برداشت مىباشند و اين كار تنها وسيلهء امرارمعاش و زندگى آنها بشمار مىآيد . شكّ نيست كه كشاورزى عوامل و اركانى دارد و زمين و دهقان و آب از ضروريات آن مىباشد ولى براى زراعت غير از اين دو ، وسايل و ابزار ديگرى نيز لازم است تا انسانرا قادر به بهره‌بردارى سازد و تلاش و كوشش دهقان را بثمر برساند و اين ابزار عبارت از تخم و وسايل شخم و درو مىباشد ، چيزى كه اكثريت دهقانان اردبيل در آن زمان فاقد آن بودند . طبق عرف كشاورزى در منطقهء آذربايجان ، كه يادگار قرنها و هزاره‌ها بود ، روستاها صاحبان و مالكانى داشت كه غالبا در شهر زندگى مىكردند و در جامعه ، طبقهء خاصى بنام اشراف و ملاك ، تشكيل مىدادند . اينان كه غالبا از طريق ارث و نه رنج و زحمت ، مالكيت قريه‌ها را بدست مىآوردند ، بدون زحمت و تلاش ، شريك و سهيم حاصل كار دهقانان مىگشتند . آنكس كه بر روى زمين كار مىكرد در پايان كار خود كاره‌اى نبود