در اين حين حاجى سيد باقر نيز جزو مخفىشدگان بود كه تا مدت چندماهى با اين وضع گذرانيد و بعد از زنجان گريخت و پس از وى كار تجارت را برادر بزرگش حاج سيد محمد حسين عهدهدار شد . ايشان هفت برادر بودند كه عبارتند از حاجى سيد محمد حسين ، حاج سيد باقر ، حاج سيد صادق ، حاج سيد يعقوب ( كه در رشت تجارت مىكرد ) ، سيد حسن و سيد جعفر ( كه در نجف تحصيل علم مىكردند ) و سيد يوسف كه از طرف برادران در همدان تجارت مىنمود . »
نويسنده كه مشخصاتى از خودش ننوشته در آخرين جمله نامهاش نوشته است « از عاقبت كار سيد باقر سيدين اطلاع زيادى ندارم » .
مقالهاى از آقاى مهندس عبد الصالح نعمت اللهى :
مقالهاى از خوانندهء دانشمندى بنام « آقاى مهندس عبد الصالح نعمت اللهى » از اهواز ، بوسيلهء شادروان آقاى مهندس ايّوب واهبزاده و در زمان حيات او بدست ما رسيده و ايشان با مقايسهء مطالب « اردبيل در گذرگاه تاريخ » با كتاب « شيخ صفى و تبارش نوشتهء آقاى احمد كسروى » ، نكات قابل توجهى را از حيث سلسلهء نسب شيخ صفى الدين و نيز تشيّع وى عنوان نموده است .
در باب شجرهء نسب شيخ مىگويد كه « كسروى شجرهء نسب شيخ را به سه بخش كرده است : از شيخ تا فيروز شاه زريّنكلاه ، از اسماعيل بن محمد تا موسى الكاظم ( ع ) و در قسمت سوم آنچه ميان آن دو بخش است . او در صحّت بخشهاى اول و دوم ترديد ندارد ولى در باب بخش سوم مىنويسد كه اين بخش ناروشن است و يا خود نامهاى ساخته مىباشد و از جستجو چيزى بدست نيامده و سرانجام مىگويد بهرحال اين بىگمان است كه ميانهء پدران شيخ صفى و پسران موسى الكاظم پيوستگى نمىبود . »
آقاى نعمت اللهى اين گفتهء كسروى را نقد نموده نوشته است كه او عمدا مىخواسته سيادت صفويه را منكر شود و الا وقتى خودش مىگويد « از جستجو چيزى بدست نيامده » پس چگونه از امر مجهولى نتيجهء معلوم گرفته گفته است « بىگمان است كه ميانهء پدران شيخ صفى و پسران موسى الكاظم پيوستگى نمىبود . »
نويسنده در قسمت ديگر مقاله ، در باب مذهب شيخ صفى الدين ، گفتههاى كسروى را ردّ كرده نوشته است كه « دليل تاريخى صحيح بسيار است و اگر بخواهيم