تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
استخوان ( منظور شاخ گاو است ) حمايل مىكردند ( عوض شيپور ، براى كمك خواستن در مواقع ضرورى ) . . . اين صوفىها يا فدائيان وظيفه‌دار بودند در ميادين و راسته‌بازارها با هيكل و لباس مخصوصشان براى ترويج مذهب شيعه ، اشعار هيجان‌آورى در منقبت مولى امير مؤمنان ( ع ) و اولاد طاهرين بخوانند . هرگاه از طرف جمعيت و متعصبين سنّى مورد تعرض و اذيت قرار مىگرفتند آن بوق را بصدا درآورده كمك مىخواستند و فدائيها و دراويش ديگر از هرطرف با آن هيكل و تبرزين بدست مىآمدند و دسته‌هاى متعرّض را پراكنده ساخته فرارى مىدادند . جمعيّت سنى متعرض در مقابل آنها تاب نمىآوردند . » 4 - آقاى نجات در مورد تكم كه در صفحهء 94 جلد دوم از آن سخن بميان آمده است نوشته است « تكمچىها كه بشارت عيد نوروز را مىآوردند اشعار زير را مىخواندند :
بهار آمد بهار آمد خوش آمد * على با ذو الفقار آمد خوش آمد سيزون بوتازه بايراموز مبارك * آيوز ، ايلوز ، هفته‌ئوز گونوز مبارك جناب جبرئيل نامه گتوردى * گتور جگين پيغمبره يتوردى پيغمبر اللرين گويه گوتوردى * گوتور جگين قرآن نازل اولوبدى سيزون بوتازه بايراموز مبارك * آيوز ، ايلوز ، هفته‌ئوز ، گونوز مبارك »
5 - بيرق اهدائى نادر شاه كه ما آن را متعلق بمحلّهء عالىقاپو نوشته بوديم آقاى نجات هم مثل آقاى حبيبى ، گفته است « بيرق زربفت نادر شاه كه با خطوط عالى نوشته شده و زردوزى است مخصوص محلّهء گازران است و فعلا نيز در تحويل رؤساى محلّهء نامبرده مىباشد ولى از بس كه كهنه و سائيده شده هروقت بيرون مىآورند حاملين بيرق يك پردهء بزرگ نيز زير آن باز مىكنند تا ريزه‌هاى طلاى خطوط آن اگر بريزد قابل جمع‌آورى باشد » . آقاى نجات در دنبالهء اين مطلب مىافزايد « اما علامتى كه از دوران صفوّيه در محلّهء عالىقاپوست و مايهء افتخار مىباشد طوق باستانى سنگين‌وزن لنگردارى است كه هر شخص معمولى قادر به حركت دادن آن نمىباشد . طوق نامبرده از پولاد است . دايرهء بزرگى منقش با خط عالى دورتادور كه با ظرافت و ريزه‌كارى خاصّى بريده شده و علاوه بر نقش زيبا با خط زيبائى نيز نوشته شده است . بالاى اين دايره لنگر بزرگ
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 516 | بابا صفرى