اين سخن در تمام اردبيل شايع است و همهء اردبيليان آن را بيان مىنمايند و ما هم از اين حيث احساس تأسف مىنمائيم و در گذشتهها نيز دائما از اين ضرر بزرگ كه بجامعهء اردبيل خورده است اظهار تأثر و اندوه كردهايم . كاش او و طرفدارانش چنين نمىكردند و چنين خاطرهء رنجآورى از خود باقى نمىگذاشتند .
2 - آقاى نجات بمطالبى كه در صفحات 38 - 36 جلد دوم ، در مورد صنايع جديد نوشته بوديم ، نيز اعتراض كرده نوشته است كه اين مطالب براى مردم متمدن اردبيل توهين است . زيرا بعضى از آنها ، بر خلاف آنان كه غير از دهنشان هيچجا را نديدهاند ، در روسيه رفتوآمد كرده در باكو ، مسكو ، استانبول و غيره تجارت نمودهاند . حتى بيشتر دهقانان هم پس از آنكه شخمى بر زمين خود زده تخم مىپاشيدند راه قفقاز پيش گرفته « آقاى حاجى على نجات »
در آنجا بكارگرى يا خريد و فروش مىپرداختند و فصل درو بازگشته محصول خود را برمىداشتند . و لذا اينان با مظاهر تمدّن مثل برق ، اتومبيل ، راديو و سينما آشنا بودند .
اين نظر آقاى نجات همان است كه ما خود در همان صفحات عنوان كرده و اين طبقهء بخارج رفته را آشنا بمظاهر مزبور گفتهايم . ولى آشنائى عدّهء معدودى از سكنهء يك
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: بابا صفرى
ص٥١٤