شهر بزرگ بچنين امورى ، مانع از آن نمىشود كه اكثريت مردم مثلا براى اولين بار از ديدن « اتومبيل » متعجب شوند . و يا از مشاهدهء چراغ برق حيرت نمايند . و اين كار يقينا اختصاص باردبيل ندارد و در همهء نقاط جهان در مورد هرچيز نوظهور با شدت و ضعف به چشم مىخورد .
3 - در باب مذهب پيشين مردم اردبيل آقاى نجات نوشته است « آقاى احمد آقا صدرى مرحوم ( كه مشهور به حاجى مرحبا بود ) يكى از عرفاى شهرستان اردبيل بود . او نقل مىنمود كه قبل از قيام شاه اسماعيل صفوى در اردبيل ، ساكنين شهر اكثرا سنّى مذهب بودند و شيعهمذهبها در مقابل ايشان در اقليت مانده و هيچوقت از فعاليت خود دستبردار نبودند . »
اين مطلب تأييدى است بر آنچه ما در صفحه 75 جلد دوم اشاره كرده گفتهايم كه تا آنعهد مذهب تسنن در آذربايجان و از جمله اردبيل شايع بوده است تا آنجا كه جمعى خود شيخ صفى الدين را هم در آن مذهب مىدانستند و اين مطلبى است كه در كتب تاريخ جستهگريخته به نظر مىرسد و سكّههاى ضرب اردبيل نيز آنها را مسجّل مىدارد .
از حيث تاريخ حتى سكّههائى كه « ابو نصر اسكندر بهادر » يك قرن بعد از شيخ صفى يعنى در تاريخ 841 - 823 هجرى در اردبيل زده ، در حاشيهء آنها نام خلفاى راشدين يعنى ابو بكر ، عمر ، عثمان و على را نوشته است . « 1 »
آقاى نجات در دنبالهء مطلب فوق در راه تبيين فعاليتهاى شيعيان در آنزمان از قول حاجى مرحبا مىنويسد « اينها تشكيلات و جوخههائى داشتند و به رئيس و رهبر حزبشان « پير » مىگفتند . مثل پير عبد الملك ، پير شمس الدين ، پير زرگر ، پير قنبلان ، پير ابو سعيد و غيره . اين اشخاص مردمان برجسته و خدائى و صاحب كشف و كرامات بودند و قبرشان فعلا در اردبيل است و مورد احترام مردم مىباشد . افراد آنها بنام درويش يا فدائى بودند لباس مخصوصى داشتند و مردمان بىباك بودند . پيراهن سفيد و بلند مىپوشيدند ( كه كفنشان بود ) . طاس كلاهى ، كه اشعارى بر آن مىنوشتند ، بسر مىگذاشتند ( كه بمنزلهء خود بود ) . كشكولى در دست داشتند ( كه ظرف اكل و شرب آنها بود ) . تبرزين برنده در دست مىگرفتند ( كه اسلحهء و وسيلهء دفاعشان بود ) . بوقى از
هامش
( 1 ) - آثار باستانى آذربايجان شرقى . سيد جمال الدين ترابى طباطبائى . انجمن آثار ملّى . 1355 .