تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
به بيت مورد نظر در آخر توجّه شود كه ضمن خبر دادن از فرارسيدن بهار و جشن نوروز در بيت اخير ، خواسته‌اند به عيد نوروز جنبهء مذهبى هم بدهند . صفحهء 100 جلد دوم . مربوط به زيرنويس . كلمهء يه‌ميش را در زبان تركى بيشتر به خربزه اطلاق مىكنند تا كشمش و سبزه . با اينهمه در بعضى دهات كشمش را هم يميش مىنامند . صفحهء 103 جلد دوم . مربوط به زيرنويس . كلمهء گل اصالت تركى دارد و از فعل گلمك گرفته شده است و همطراز آن در زبان فارسى خندان و هم‌معنى آن شكوفه است . صفحهء 104 جلد دوم . آچار به معناى كليد از فعل آچماق گرفته شده و امروزه در زبان فارسى هم متداول است . صفحهء 105 جلد دوم . فشنگ مورد استفاده در چهارشنبه‌سورى را در تهران فشفشه مىگويند و موشك كمتر استعمال مىشود . صفحهء 109 جلد دوم . گندم بريان را در اصطلاح محل قورقا مىنامند كه از فعل قوئورماق گرفته شده است . صفحهء 110 جلد دوم . غير از عدد هفت اعداد ديگرى مثل دوازده و چهل نيز از قديم الايام مورد توجه بشر قرار گرفته است . از عدد هفت مىتوان هفته كه ايام آن در زبان عامى اردبيل بشرح زير است [ سوت‌گونى . دوزگونى . حمام‌گونى ( يا هفته‌اوچى ) . چرشنبه آخشامى . چرشبنه . جمه آخشامى ( آدنا آخشامى ) . جمه ( آدنا ) ] . و هفتم ( در تولد و ازدواج و فوت ) ، هفت شهر عشق ، هفت‌خوان رستم ، هفت‌گنبد آسمان ، هفت‌سين ، هفت بجار ، هفت خيال و . . . نام برد . صفحهء 171 جلد دوم . جملهء ( و چون مجلس طيار مىگشت ) شايد براى خوانندهء فارسىزبان آن مفهومى را كه براى ما تداعى مىكند تداعى ننمايد . دوبيتى مندرج در صفحهء 180 جلد دوم كه از روى درب مسجد جمعه نقل شده است بايستى به اين شكل بوده باشد .
چو اين باب مقدس تازه كردند * چو بشمرديم تاريخش خلف شد
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 511 | بابا صفرى