رسانيد » كه ملاحظه مىكنيد من حرفى بگزاف نگفتهام تا آنجا كه خود اعليحضرت هم در مقام سلطنت طبابت مىكند و اگر عنايت فرمايد ملاحظه مىكند كه در اجتماع كمتر كسى پيدا مىشود كه نامى از بيمارى بشنود و علاجى براى آن نگويد و بدينجهت است كه تعداد اطبّا بيش از هرصنف ديگرى مىباشد .
داروهائى را كه در اردبيل اين افراد در مورد بيماران تجويز مىكردند « تركهدوا » مىگفتند و اكثر آنها همان علفيّاتى بود كه پزشكان در گذشته به بيماران مىدادند با اين تفاوت كه گاهى نسبتهاى تركيب غير از نوشتهء اطبّاء بود .
در جامعهء بسته و قديمى اردبيل ، بيماران ابتدا در خط اينان مىرفتند و به ترتيبى كه از آنها مىشنيدند خود را معالجه مىنمودند و چهبسا كه در مراحل ابتدائى ، نتيجه هم مىگرفتند و اگر بهبود نمىيافتند از پزشكان استفاده مىكردند .
آنان در مورد هربيمارى نظر مىدادند و در برخى مواقع دستورهاى آنها ، مثل مراجعه دادن بيماران به « اجاق » ها شبيه خرافات به نظر مىرسيد .
اجاقها متعدّد بود ولى معروفترين آنها در دو قريهء « نيار » و « صومعه » يا بتلفظ مردم محلّ « صوما » قرار داشت . در هريك از اين دو روستا ، در يك خانهء دهقانى ، كه از قديم با اين كيفيّت شناخته شده بود ، جائى مانند اجاق ديده مىشد و على القاعده پيرزنى مباشرت تشريفات آن را بر عهده داشت . خاصيّت اجاق ، شفا دادن بكودكان مبتلا به قى و اسهال بود و چنين عمل مىشد كه پيرزن ميلهء آهنى را در آن اجاق گرم مىكرد و با آن پشت گردن بيمار را مختصر داغ مىنمود و با خاكستر گرم اجاق بر پيشانى وى مىماليد و عجب آنكه گاهى بيمارى هم بر طرف مىشد . « 1 »
ما نمىتوانيم در اينمورد قضاوت صحيحى بكنيم زيرا علم و اطلاع كافى در موضوع نداريم ليكن پيش خود چنين مىپنداريم كه برخورد ميله گرم بر پشت گردن نوعى يكّه دادن يا باصطلاح خارجىها « شوكه » كردن بيمار بوده است و چون در موارد « يكه
هامش
( 1 ) - اگر اين كار را در مورد پزشكان چينى بشنويم كه با داغ كردن نقطهاى از بدن ، بيمارى را علاج مىكنند ، براحتى مىپذيريم . چنان كه هماكنون به « طبّ سوزنى » اعتقاد يافتهايم . ولى چون اجاق و داغ كردن نقاطى از بدن ، در اردبيل بوده است ، از خرافات به حساب مىآوريم .