تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
مىپنداريم . راهى كه پدران ما بيش از ده روز طى مىكردند و آن را يك امر طبيعى و عادى تلقى مىنمودند . شك نيست كه در آينده كسانى كه تاريخ عصر ما را مىخوانند و مثلا پزشكى عصر ما را با طبابت پيشرفتهء زمان خود مىسنجند تعجب خواهند كرد كه فى المثل چگونه ما بر صندلى دندانسازى مىنشستيم و دندانهاى كرم‌خوردهء خود را بدين شكل درمىآورديم و از اين كار راضى هم به نظر مىرسيديم ؛ يا از درد زخم بعد از جرّاحى بيش از خود بيمارى اصلى رنج مىبرديم . « 1 » و يا براى درآوردن سنگ مثانه ، شكم خود را براى پاره كردن در اختيار جراح قرار مىداديم .

بهداشت در گذشته‌هاى اردبيل :

در عهد ما مراد از بهداشت مجموع دستورها و وسايلى است كه رعايت و به كار بردن آنها براى حفظ سلامت انسان لازم است و مصونيت ويرا در مقابل بيماريها تأمين مىنمايد و اين مفهوم از قرن 19 ميلادى ، كه وجود موجودات ذره‌بينى بوسيلهء « لوئى پاستور » دانشمند نامدار فرانسوى كشف و بتدريج اثرات آنها ، مستقيم و غيرمستقيم در شئون حياتى انسان معلوم شده ، پيدا گشته است . پيش از آن تاريخ نيز آدمى با بهداشت سروكار داشت و براى پيشگيرى از بيماريها همت مىگماشت ولى كيفيت آن ، كه بنام حفظ الصحّه خوانده مىشد ، با اصول بهداشت جديد فرق مىنمود و اين تفاوت طبعا معلول محدود بودن اطلاعات پزشكى بود و دستورها نيز بنام مذهب ابداع و اجرا مىگرديد و قواعد و قوانين آن در قلمرو احكام مذهبى بدقّت روشن مىگشت . از خلال كردن دندان و گرفتن ناخن و ستردن موهاى عورتين گرفته تا وجوب غسل و مضمضه ، يا چگونگى خوردن غذا و آب همگى تحت عناوين وجوب و استحباب و مكروه و حرام بمردم گفته مىشد و گاهى با احكام كلى نظير « النظافة من الايمان »
هامش
( 1 ) - كسانى كه بسبب بيماريهائى تحت عمل جرّاحى قرار مىگيرند پس از به هوش آمدن ، چندين شبانه‌روز از درد شديد در موضع جراحى ، مىنالند و پزشكان هيچ وسيله‌اى جز داروهاى مسكن براى رفع اين درد ندارند . بگفتهء راديو لندن ( ساعت 10 / 20 روز يكشنبه 18 بهمن / 1360 ) اخيرا يك پزشك افغانى در انگلستان روش ساده‌اى براى اين كار يافته است بدينطريق كه بوسيلهء يك ميلهء پزشكى ، كه بوسيلهء مايع مخصوصى تا 70 و 80 درجه زير صفر سرد شده است اعصاب اطراف زخم را به مدت 30 ثانيه سرد مىكند و ديگر بيمار احساس درد نمىنمايد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 492 | بابا صفرى