غلبهء گويچههاى سفيد خون بر « ميكروب » ها و « ويروس » هاى مولّد مرض تلقى مىشد و از آن ببعد مراقبت دوران نقاهت پيش مىآمد . دورهايكه خطرات آن كمتر از خود بيمارى نبود .
عطسه هم در امراضى مثل حصبه و محرقه از علائم شفا بشمار مىآمد . بويژه هنگامى كه اين امر با آمدن كرم كوچكى از گلوى مريض همراه مىشد .
اطبّاى قديم بلافاصله پس از رفع بيمارى اجازهء حمام نمىدادند و آن را غالبا پس از رفع خطر دوران نقاهت تجويز مىكردند اما شستن دست و صورت و حتى پاهاى بيمار را در اطاق محفوظ از جريان هوا ، بلامانع مىدانستند .
در بيماريهائى مثل سرخك مراقبت پزشكان بر دو امر بود يكى عدم ابتلا به ذات الّريه و ديگرى سلامت چشم و گوش . كه براى اولى و نيز سلامت گوش محافظت از سرما را لازم مىگفتند و براى سالم ماندن چشم ، از تابش نور سفيد جلو مىگرفتند .
جرّاحى در آن ايام به شكل امروز نبود و رويهمرفته در قلمرو كار پزشكان به حساب نمىآمد . جرّاحىها عموما كارهاى سادهاى مثل ختنه كردن اطفال ، نيشتر زدن دمل ، بستن زخم و نظاير آنها بود و بوسيلهء سلمانيها يا دلّاكهاى حمّامها صورت مىگرفت .
برخى از آنان در اين كار ورزيدگى خاصى داشتند و با وجود آنكه در اينباب تحصيلاتى نداشتند تجربه و حذاقتى در كار خود مىيافتند . ما در جائى به جرّاحى لوزهء خود نگارنده در پنجاه سال پيش بوسيلهء شادروان « استاد اوروج جراح » اشاره كردهايم كه آن مرد مجرب ، كه جراحيهاى عمومى را در روسيه فراگرفته بود ، چگونه با آن وسايل ابتدائى آن را درآورد و هيچ عوارضى هم پيدا نشد .
جرّاحان براى بستن زخم مرهمهائى مىساختند و براى معالجهء هرنوع از زخمها از آن مرهمها مىدادند . عدهء چنين جراحان زياد بود و در هرمحلّه يكى دو تا از آنان ، در دكان خويش ضمن اصلاح سر و صورت مشتريها ، آمادهء انجام چنين خدماتى بودند . دلّاكهاى حمامها نيز در حدّ سلمانيها بودند و نيمچه طبيبى بشمار مىآمدند .
كشيدن دندان ، مخصوص سلمانى و گرفتن خون مختص دلّاك حمام بود . ولى شكستهبندى استخوانها و جاانداختن دررفتگى آنها بوسيلهء افراد معينى ، كه در محلّ « سنخچى » ناميده مىشدند صورت مىگرفت . در بين آنها افراد بسيار مجرّبى بودند و برخى بگفتهء سالخوردگان ، چنان ورزيدگى داشتند كه مىتوانستند تكههاى كوزهء
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٨٥