چگونگى مزاج و وضع جهاز هاضمه نزد آنان اهميت خاصى داشت و بارهاى روى زبان بيمار ، آنها را از كيفيت مزاج آنان آگاه مىساخت . در بيشتر بيماريها ، جز در امراض رودهاى ، مداواى آنها با خالى كردن شكم آغاز مىشد و به كار انداختن مزاج ، حتى قبل از ابتلاى به مرض ، خود نوعى پيشگيرى به حساب مىآمد . تا آنجا كه اطباى قديم سالى يك يا دو بار با تجويز مسهل و ممزج ، امعاء و احشاء را يكنوع شستشو مىدادند و بموازات آن يك بار در سال نيز حجامت را ، براى جلوگيرى از غلظت خون و امراض ناشى از آن مجاز مىشمردند .
آمپول زدن معمول نبود و بعدها كه چنين وسيلهاى پيدا شد اطبّاء در مصرف آن احتياط بيشترى ملحوظ مىداشتند و در صورت لزوم تزريق را نيز شخصا انجام مىدادند .
اطبّاى قديم به نحوهء تغذيه بويژه در مورد بيماران توجه خاصى داشتند و پرهيز از هر غذائى را كه با بيمارى سازگار نمىدانستند ، از لوازم معالجه مىپنداشتند . در دوران بيمارى شير را مناسبترين غذا مىدانستند و چون شير گاو كمچربىتر است بيشتر آن را تجويز مىكردند و گاهى آن را به صورت « فرنى » يا « شيربرنج » توصيه مىنمودند ولى از ديگر مشتقات شير ، كه باصطلاح محلّى « آغاران قاتق » مىگفتند ، بشدت باز مىداشتند .
ترشى به كلى ممنوع مىشد و جز ليموشيرين ، اگر پيدا مىشد ، تا حدّ امكان از ميوههاى ديگر نيز منع مىنمودند . محفوظ نگهداشتن بيمار از تغيير هوا و سرما از توصيههاى مهمّ اطباى آن دوره بود و مخصوصا محافظت وى در دوران نقاهت ، كه بدن بسبب ضعف آمادهء ابتلا به بيماريهاى ديگر مىگشت ، بشدت سفارش مىگرديد .
در سرماخوردگيهاى سخت گاهى بادكش را وسيلهء سبكى حال مريض مىدانستند و اين كار را با استكانهاى تهگشاد و دهن باريكى ، كه در آنزمان از شيشه و براى اين كار ساخته مىشد ، انجام مىدادند . يكنوع بادكش بزرگ ، بنام محلّى « كوپه » نيز وجود داشت كه آن را در پشت بدن ، بين دو كتف يا روى كمر مىانداختند و با پوشانيدن بيمار موجبات عرق كردن او را فراهم مىآوردند . احتراز از انداختن بادكش بر روى قلب يا محاذات آن در سينه ، بشدت توصيه مىشد . همچنين محفوظ نگه داشتن بدن از سرما و باد بعد از بادكش سفارش مىگرديد .
عرق كردن طبيعى بدن ، نزد اطبّاى قديم علامت بهبود بيمارى و باصطلاح امروز ،
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٨٤