غير از اينان كسانى ديگرى نيز در اين رشته اشتغال داشتند و از جمله دستهاى بنام « كحّال » بودند كه كار چشم پزشكان را انجام مىدادند . و حتى با سوزنهاى مخصوصى كه داشتند از حدّ فاصل بين قرنيّه و صلبيّه ، عدسى كدرشدهء چشم را به داخل كرهء چشم مىانداختند و باصطلاح امروز آبمرواريد عمل كرده مجراى ديد مبتلايان را باز مىنمودند . در بين كحّالان كسانى مثل ميرزا على اكبر و ميرزا كاظم شهرت داشتند .
جمعى از بانوان جهانديده هم در امر زايمان خدمت مىكردند و بنام « ماما » خوانده مىشدند . اينان على العموم مكتب و مدرسه نديده بودند و من عندى يا با خدمت در پيش ماماهاى مجرّب آن را ياد مىگرفتند . در بين مهاجرينى كه از روسيه آمدند ، يكى دو بانوى قابلهء تحصيلكرده نيز بودند كه براى اولينبار امر زايمان را در اين شهر با اصول علمى مباشرت نمودند . « 1 »
انواع بيماريها :
در نيمقرن پيش و پيش از آن ، در منطقهء اردبيل بيماريها بر دو نوع ظاهر مىشد ، برخى مثل سرماخوردگى ، حصبه ، محرقه ، ذات الّريه ، سرخك و نظاير آنها بومى و معروف محلّ بودند و بعضى ديگر مثل طاعون ، و با ، « تيفوس » و غيره به صورت همهواگير از خارج مىآمدند .
آنچه قابل توجه است اينست كه گوئى طبيعت ، از حيث مرضآفرينى خويش ، با انسانها ، از جهت تلاش براى درمان آنها ، دائما مقابله دارد . هرچه بنى آدم در راه معالجهء بيماريها توفيق مىيابد طبيعت امراض جديد ديگرى در مقابل آنها قرار مىدهد .
در عهديكه ما زندگى مىكنيم بيشتر اطبّا اين حرف را قبول ندارند و معتقدند كه بيماريهاى جديد الظهور ، در قديم هم بودهاند ولى انسانها آنها را بنحو شايسته نمىشناختهاند .
اين گفته شايد از نظر علمى درست باشد بويژه آنكه ظهور و شيوع بيماريها با شرايط محيط زيست و كيفيت عوامل كيفيت عوامل زندگى در جوامع انسانى ارتباط دارد . بااينحال براى كسانى كه از طبّ و طبابت سررشته ندارند حيرتآور است كه مثلا در قديم ، در جامعهء اردبيل ، بيمارى سرطان ، با اين انواع و اقسام و دامنهء گسترده كه امروزه وجود دارد ، نبود .
سكتهء قلبى بسيار كم به چشم مىخورد و سالهاى سال مىگذشت تا شنيده شود كه يكنفر
هامش
( 1 ) - در مورد تشريفات زايمان قديم در صفحهء 146 جلد دوم اين كتاب مطالبى نوشته شده است .