تاورنيه ، جهانگرد عهد سلاطين صفوى بر اين گفتهها مطلب ديگر افزوده و در سفرنامهء خود نوشته است « . . . شماخى كه آن هم مقدار كثيرى ابريشم مىدهد و معبر اين شهر به طرف اسلامبول و ازمير شهر اردبيل است . » « 1 »
از اين گفتهها و مطالبى كه جستهگريخته در نوشتههاى ديگران ، اعمّ از متقدمين يا متأخرين ، به چشم مىخورد چنين استنباط مىشود كه اردبيل بر سرشاخهاى از راه معروف ابريشم قرار داشته و بدينطريق نهتنها خودش با نقاط ديگر مربوط بوده بلكه ارتباط نواحى مختلف در داخل و خارج ايران نيز از طريق اين شهر صورت مىگرفته است . اين امر تا نيمقرن پيش نيز برقرار بود و راههاى اردبيل طرق صادرات و واردات مناطق يادشده به حساب مىآمد .
اين راهها ، با توجه بوسايل نقليهء قديم عموما كاروانرو بود و در فواصل معيّن ، در روستاهاى بين راهها ، منزلگاههاى مناسبى قرار داشت و از دوران صفويّه ببعد نيز در نقاط صعب العبور آنها ، مثل گردنهء صائين ، پناهگاههائى بنام كاروانسراى شاه عباسى ايجاد گشت و در حدود امكانات زمان ، وسيلهء رفاه براى كاروانيان فراهم گرديد .
بموازات حمل بار بوسيلهء شتر و ديگر چهارپايان ، كمكم استفاده از وسايل چرخدار نيز معمول گشت و ارابه و « فرقون » « 2 » بين روستاها و شهرها به راه افتاد و بدينمناسبت در وضع راهها دگرگونيهائى پديد آمد و تسطيح و رفع موانع آنها مورد توجه قرار گرفت ولى اين كار بندرت و تأنّى و بوسيلهء رهگذران و ساكنان روستاها انجام شد .
در زمان مظفر الدينشاه قاجار شخصى بنام ملك التجار باردبيل تبعيد شد و مدتى در اين شهر تحتنظر قرار گرفت . او كه مرد متحرك و كارآمدى بود با اجازهء حاكم وقت درصدد ترميم راه اردبيل بآستارا برآمد و بعضى از نقاط سخت آن را ، كه پرتگاهى براى چهارپايان بود ، اصلاح نمود و آن را بنام « طريق مظفرى » ناميد .
با پيدايش « اتوموبيل » در صحنهء ارتباطات بازرگانى ، لزوم احداث جادههاى شوسه بشدت احساس شد و اين امر مواجه با اولين روزهاى بقدرت رسيدن رضا شاه پهلوى
هامش
( 1 ) - جلد اول . صفحهء 117 .
( 2 ) - فرقون نام روسى ارابه است با اين تفاوت كه ارابه با گاو كشيده مىشد ولى فرقون با اسب حركت مىكرد .