جمعآورى و آنها را وادار بتشكيل اطاق تجارت و بالمآل پيشبرد امر بازرگانى منطقه نمايد . فرماندار چنين كرد و اطاق تجارت را با عضويت شادروانان حاج مهديقلى محمدى ، حميد وهابزاده ، حاج بيوك آقا واهبزاده ، جعفر آقا صادقى ، مشير التجار و صمدى ، كه بازرگانان انتخاب كرده بودند تشكيل داد و آن هيئت نيز در جلسهء مورخ 28 آذر 1311 خود حميد وهابزاده را بعنوان رئيس ، جعفر صادقى را نايبرئيس ، واهبزاده را منشى و محمدى را صندوقدار انتخاب نموده شروع به كار نمود ولى جز صرف وقت براى تهيهء قند و شكر مصرفى مردم قدم مهم و اساسى ديگرى برنداشت . حال آنكه مىتوانست بصادرات اردبيل رونق دهد ، در طريق تأسيس كارخانجات سرمايهداران را راهنمائى و مساعدت كند و اردبيل را بسوى صنعتى شدن سوق دهد و اين مطلبى است كه « جناب حكمران » اردبيل هم در بيست و يكمين جلسهء هيئت مذكور ، كه در 18 اسفند 1311 با حضور وى تشكيل شده بود ، اظهار داشته و از سستى و تساهل هيئت گله و اظهار دلتنگى نموده است .
شك نيست كه هيئت نيز امكانات و تسهيلاتى را خواستار بوده و در وهلهء اول افتتاح شعبهء بانكملى ، تاسيس ادارهء ثبت اسناد ، تشكيل محكمهء صلحيه و بالاخره تعمير راه شوسهء اردبيل به تبريز و آستارا را طلب نموده است . ولى در اين تاريخ كه ما مشكلات و امكانات را مىسنجيم چنين درمىيابيم كه اگر تجّار و سرمايهداران اردبيل ، محافظهكارى و جنّتمكانى و بعبارت ديگر روح قناعت و رضا را كنار گذاشته مثل ديگر شهرهاى ايران در اين راه علاقه نشان مىدادند ، امروز در اردبيل نيز كارخانههاى مولّد كالا داير بود و بتناسب آنها بازرگانى نيز رشد و رونقى داشت .
بهرحال در تاريخى كه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم از تجارت ، در مفهوم اقتصادى و منطقى خود ، در اردبيل خبرى نيست . و با آنكه كسانى بخريد و صدور فرش و حبوبات و غيره مشغولند ولى صادرات در قالب تجارت صورت نمىگيرد واردات نيز بر مبناى دورانديشىهاى بازرگانى استوار نمىباشد و در اينقسمت هرفروشنده و صاحب دكانى با دو روز مسافرت بتهران و يا ديگر شهرهاى بزرگ كالاهاى مورد نظر خود را خريدارى كرده مىآورد و باصطلاح خود ضمن تجارت سياحت هم مىنمايد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٦٩