مىآوردند .
محوّطهء وسط كاروانسرا فضاى باز و وسيعى بود و على الّرسم در وسط آن حوض بزرگى قرار داشت و اطراف آن باغچههائى براى كاشتن گل احداث مىشد . بين حوض و باغچهها تا جلوى حجرهها فضاى خالى بود كه به صورت خيابانهاى باز مىگذاشتند و براى چيدن كالا منظور مىداشتند . به منظور محافظت برخى از كالا مثل قند و شكر و قماش ، از برف و باران ، در بارانداز كاروانسراها انبارهاى بزرگ مىساختند . بارانداز عبارت از حياط وسيع ديگرى در جنب كاروانسرا بود و بارهاى شتران و چهارپايان در آنجا بسته يا باز مىشد تا خود كاروانسرا تميز بماند و محيط آن از جنجال شتربانان و حمّالان بدور باشد .
قبلا هم گفتهايم كه علاوه بر بازرگانان محلى و ديگر شهرهاى ايران ، جمع كثيرى تجّار با ملّيتها و مذاهب ديگر نيز در اين شهر فعاليت بازرگانى داشتند و بيش از همه كليميان و ارمنيان بودند و هردسته كاروانسراى مخصوص داشتند . كاروانسراى جهودها در مجاورت بازار زرگرها و تقريبا روبروى تيمچهء مجيديه قرار داشت و حجرات آن كلا در دست بازرگانان كليمى بود . كاروانسراى ارامنه در وسط بازار مسگران واقع بود و تجّار ارمنى در آنجا غالبا بخريد و فروش پوستهاى قيمتى مىپرداختند .
تجارتخانهها عموما سرقفلى داشتند و چنانچه سالخوردگان مىگويند در اوايل قرن چهاردهم هجرى نرخ آنها از 3 تا 15 هزار تومان مىرسيد . خريد و فروش تجار غالبا به وعده بود و انتقال پول در بين شهرها از طريق برات صورت مىگرفت . هرتاجر ، بسته بحدود فعاليت خود ، دفتر و بايگانى اسناد داشت و حساب سالانهء خود را بدقت نگهدارى و رسيدگى مىنمود . دريافتها و بدهىها همواره روشن بود و سود سالانه ، بويژه در بين تجار مسلمان بدرستى استخراج مىشد ، تا ميزان بدهىهاى دينى ، يعنى خمس و زكات و غيره ، دقيقا روشن شود .
اكثريت قريب باتفاق بازرگانان منشى و حسابدار داشتند و آنها را بنام « ميرزا » مىخواندند . ميرزاها صاحب اسرار تجارتخانه و رويهمرفته مردان امين و صديق بودند و امانت و دلسوزى آنها گاهى به جائى مىرسيد كه برخى از تجّار آنها را با خود شريك
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٦٦