رنگ سياه آن مصرف زيادى داشت زيرا غالبا از آن « چارشاب » و « چاخچور » « 1 » نيز مىدوختند .
چلوار براى دوختن پيراهن و زيرشلوارى بلند مردان به مصرف مىرسيد و « متيل » رختخوابها از مدقال دوخته مىشد . براى لباس مردان متمكّن پارچههاى پشمى بنام « ماهوت » و « قاباردين » و « فاستونى » وارد مىشد و گاهى كفشهاى مخصوصى بنام « پوتين » نيز از روسيه مىآمد .
يكنوع چيتهاى سفيد با گلهاى ريز نيز جزو واردات بود و زنها از آن چادرنماز و چارقد و پيراهنهاى زير مىدوختند . ولى براى پيراهن خواب از نوعى قماش ساده و رنگهاى مختلف بنام « پاديس » استفاده مىكردند .
قند و شكر از روسيه مىآمد . قند در دو شكل كلّه و كلوخ وارد مىشد و دومى سفتتر از اولى بود و براى خوردن چاى تلخ ، كه فارسىزبانان به آن چاى قندپهلو مىگويند ، به مصرف مىرسيد . شكر وارداتى سفيد بود ولى گاهى شكر زرد نيز مىآمد و قنّادها از آن آبنبات مىساختند .
نفت را در پيتهاى بزرگ و مكعب مستطيلشكل از بادكوبه مىآوردند و بوسيلهء علّافها براى مصرف مردم عرضه مىداشتند . در آن ايام پختوپز با زغالچوب و هيزم صورت مىگرفت و از نفت فقط براى روشنائى استفاده مىشد و چون وسيلهء روشنائى غالبا چراغهاى نمره 7 و منتها نمره 10 بود از اينرو مصرف نفت زياد نبود و چهبسا كه سوخت يك يا دو ليتر آن در يك خانواده بيكماه طول مىكشيد .
چائى نيز از روسيه مىآمد ولى توتون از كردستان و تنباكوى اعلا از سراب وارد مىشد . ادويه از طريق تهران از هندوستان و خشكبار از مراغه مىرسيد . چينىفروشان را ظروفچى مىگفتند و كالاى آنها نيز از طريق قفقاز مىآمد .
شيشه در قديم الايام كمتر مىآمد . وسيلهء روشنائى اطاقها بجاى پنجره « ارسى » بود و روزنههاى ريز داشت كه از چوب مىساختند . و چون نصب شيشه بر آنها گران تمام مىشد از اينرو در برخى از خانهها روى ارسى كاغذ مىچسبانيدند و روى آن روغن
هامش
( 1 ) - چارشاب همان چادرشب است . راجع به چاخچور بصفحهء 23 جلد دوم مراجعه فرمائيد .