وسيع و پرجمعيت نبودند كه نيازى بفرآوردههاى مناطق دوردستى مثل اردبيل داشته باشند و با وسايل حملونقل كندروى روز آنها را وارد نمايند . از ربع قرن پيش هم با تأسيس مرغدارىهاى جديد تا حدّى نياز آنها بدين كالاها كمتر شده و در شرايط فعلى نياز خود ساكنان اردبيل بمواد گوشتى بيشتر گشته است و ازدياد بىسابقهء جمعيّت ، اين نياز را بيشتر كرده است .
عسل سبلان نيز ، كه شهرت وسيعى دارد ، از صادرات اردبيل بشمار مىآمد و در روزگارى كه موضوع سخن ماست صادرات آن رقم بالنسبه مهمى را تشكيل مىداد ولى از دهسال پيش كه عسلفروشان دست به كارهاى ناصوابى زدهاند از مرغوبيت آن كاسته شده و از طرف ديگر خريدهاى سوقاتى كسانى كه در تابستان براى استفاده از هوا و آبهاى گرم اردبيل بدين ناحيه مىآيند امر صادرات عسل را به شكل بازرگانى از بين برده است .
غلّه نيز يكى از صادرات مهم اين ولايت بود و در سالهائى كه زراعت خوب مىشد مقدار صدور آن حدود پنجاه هزار تن و گاهى بيشتر مىگرديد و قسمت اعظم آن را گندم تشكيل مىداد .
در منطقهء اردبيل كشت جو بيشتر براى تهيّهء غذاى زمستانى چهارپايان و يا تهيه نواله براى شترها صورت مىگرفت و كسى به خوردن نان جوين اقبال نمىنمود و لذا محصول آن نسبت بگندم كمتر بود و طبعا صادرات آن نيز بپاى گندم نمىرسيد . مقدار گندم صادره از اردبيل در سال كشاورزى 1334 خورشيدى بالغ بر 40 هزار تن ببهاى 160 ميليون ريال و جو قريب 25 هزار تن بارزش 50 ميليون ريال بوده است . « 1 »
كشت ذرّت بعنوان غلّه در اردبيل معمول نبود ولى دانههاى روغنى مثل بزرك و كنجد بسيار كاشته مىشد و صادرات آن نيز گاهى به يكهزار تن مىرسيد و مبلغى بالغ بر 90 ميليون ريال بصادرات اين منطقه مىافزود .
از اقسام حبوبات نخود و عدس اردبيل مرغوبيت و معروفيت زياد داشت و بهترين نخود نيز كه هم درشت و همپزا بود از قراء باروق و ديجوجين بدست مىآمد . يكنوع
هامش
( 1 ) - ارقام مزبور از پاياننامهء تحصيلى آقاى محمد تربيت استفاده شده است .