تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
مىشد . فرشهاى اين ناحيه بسبب ثبات رنگ و استحكام بافت و خوبى نقشه و مرغوبيت پشم مشتريان علاقمندى داشت و برخى از ريزبافتهاى آن ببهاى گرانترى فروخته مىشد . در سنوات اخير تعداد كارگاههاى آن افزايش يافته و صادرات آن نيز زياد شده است . در ربع قرن پيش صادرات آن به حدود ده هزار قطعه در سال مىرسيد و نزديك به 30 ميليون ريال عايد صاحبان خود مىنمود . مقادير زيادى شالهاى دستباف ، وسايل چوبى مثل پارو ، نورد ، تخته‌هاى خمير پهن‌كن ، جورابهاى پشمى و دستكشهاى كركى دستباف نيز از اين شهر صادر مىگرديد و در گذشته‌هاى دور كه بافتن پارچه‌هاى ابريشمى نيز در اردبيل معمول بوده قسمتى از آن جزو صادرات منظور مىشد ولى برافتادن و توجه مردم بامور كشاورزى اين ولايت را از تهيه و صدور كالاى مذكور بازداشت .

واردات اردبيل :

بر خلاف امروز كه تقريبا همهء وسايل و لوازم مورد نياز مردم اردبيل از خارج وارد مىشود واردات اردبيل در گذشته محدود و عمدتا منحصر بمصنوعاتى بود كه ساخت آنها در اين شهر ميسّر نبود و رقابت اقتصادى نيز از حيث بها ، ساختن برخى از آنها را متعذّر مىنمود . اين امتعه عبارت از منسوجات ، قند و شكر ، نفت و مصنوعات فلّزى و چينىآلات بود و در حدود مصرف منطقه وارد مىشد . قبل از انقلاب 1917 روسيه واردات اردبيل از راه قفقاز صورت مىگرفت و از بادكوبه به آستارا و از آنجا باردبيل حمل مىگرديد و قسمت اعظم منسوجات وارداتى اردبيل را چيتهاى رنگين تشكيل مىداد كه شهروندان از آن رويه و آستر رختخواب ، پرده و نظاير آن تهيه مىكردند و زنان روستائى لباس يعنى پيراهن و دامن‌هاى بلند خود را از آن مىدوختند . زنان شهر غالبا « يل‌تومان » مىپوشيدند و شلوار مشكى بلندى به پا مىكردند . يل را ، كه بجاى « كت » مردان بود از پارچه و غالبا مخمل مىدوختند و شلوار آنان از يكنوع پارچهء « ساتين » مانند ، بنام « لاسگرد » بود . نوع اعلاى ديگر آن « مادم » خوانده مىشد و رنگهاى گوناگون داشت و براى دوختن شكل ديگر لباسهاى بانوان به كار مىرفت . امّا