از تجارت اردبيل در گذشتههاى دور اطلاعات مبسوطى در دست نداريم ولى از دوران صفويّه ببعد در نوشتههاى مورخان و جهانگردان مطالب و يادداشتهائى دراينباره مىخوانيم و مثلا درمىيابيم كه گاهى در شبانهروز بالغ بر يكهزار شتر بار كالا بدين شهر وارد يا از آن بنقاط ديگر صادر مىشده است . و ترديد نيست كه اين ورود و خروج چه رونقى در عمران شهر و اشتغال و در نتيجه رفاه و آسايش مردم مىداشته است .
بايد گفت كه محتواى بار همهء اين هزاران شتر ساختهها و صادرات خود مردم اين شهر ، يا مصرف ساكنان اين ولايت نبود . بلكه اين نقطه بمنزلهء كانونى بود كه كالاهاى آذربايجان ، قفقاز ، گيلان ، زنجان و حتى تهران و اصفهان از طريق آن ردّوبدل مىشد و با شبكههاى وسيع تجارى در مناطق ياد شده توزيع مىگرديد .
گيلانيان امتعهء بازرگانى ، مخصوصا پيله و ابريشم داشتند كه در استانبول و ازمير خريداران زيادى داشت . در قفقاز و ماوراى آن محصولاتى مثل قند و شكر ، نفت ، منسوجات تهيّه مىگرديد و براى مصرف مردم گيلان و آذربايجان و ديگر نقاط ايران وارد مىشد . آذربايجانيان و زنجانيان پشم و چرم و روده و دستبافهاى صادراتى داشتند و غلّات زيادى نيز مازاد بر احتياج بدست مىآوردند كه قسمتى از آنها در قفقاز و گيلان فروخته مىشد . . . تمام اين كالاها از طريق اردبيل مبادله مىگرديد و تجارتخانههاى مهمى بنمايندگى از بازرگانان مناطق نامبرده در اين شهر برپا بود و بازرگانان خود اردبيل نيز در اين امر فعاليّت وسيع داشتند .
با پيشرفت زمان و بسبب دسترسى دنياى غرب بوسايل ماشينى ، صنعت آنها سريعا توسعه يافت و مصنوعات آنها ، بويژه در زمينههاى قماش ، آهنآلات ، بلور و چينى ، نفت ، قند و شكر و نظاير آنها افزايش چشمگيرى پيدا كرد و بتدريج مناطق مختلف ايران از جمله مشتريان علاقمند آنها گرديد و متقابلا توجه آنان نيز بخريد مواد اوليّه ، كه در اين مناطق بحدّ زيادى يافت مىشد ، بيشتر گشت و روزبروز بر رونق تجارى اين منطقه افزوده شد .
در كتاب « جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران و آذربايجان » از قول « ويليام
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٥٦