فصل چهارم بازرگانى و راههاى اردبيل
مبحث اول - بازرگانى اردبيل
گفتيم كه بازرگانى عبارت از مبادلهء كالاست و وقتى فرآوردههاى كشاورزى ، معدنى ، و يا صنعتى يك جامعه بيش از مقدار لازم براى رفع نياز اعضاى خود آن باشد قسمتى از آن را بنقاط ديگر ، كه نياز بدان دارند ، مىدهند و نيز آنچه را كه خود كم دارند از جاهاى ديگر تهيه كرده وارد مىنمايند .
مبادلهء كالا در مراحل گوناگونى صورت مىگيرد كه بازرگانى بالاترين آنها مىباشد و بدينجهت براى خود تاريخ ، اصول و قواعد خاصى دارد كه حتى در دانشگاههاى بزرگ جهان نيز تدريس مىشود .
منظور از مراحل يادشده اينست كه افراد جامعه تكتك به وارد كردن يا صادر كردن كالا نمىپردازند و على الاصول براى رفع نيازهاى خود نيز مستقيما با بازرگانان رابطه ندارند . بلكه بين اين دو طرف عاملان ديگرى بنامهاى بنكدار ، خردهفروش و غيره نيز وجود دارد . بعبارت ديگر بازرگان كالاى خود را به بنكدار ، و بنكداران بفروشندگان جزء مىفروشند و اين دستهء اخير است كه آنها را بمصرفكننده عرضه مىدارند .
چنان كه در جمعآورى كالاى صادراتى نيز به عكس همين طريق عمل مىنمايند .
بازرگانى بر پايهء سود و زيان مىچرخد از اينرو بازرگانان گروه و جماعتى هستند كه از هوش و فراست كافى در اين كار برخوردارند و با مطالعهء عميق اوضاع و احوال و استنتاج از گذشته و حال ، نيازهاى آيندهء جامعه را در نظر مىگيرند . زيرا اگر نيازهاى جامعه و زمينهء موجودى كالا را بدقت پيشبينى ننمايند با زيان روبرو مىشوند و چهبسا كه سرمايهء خود را نيز از دست مىدهند .
چنان كه حواس ظاهرى آدمى او را از تغييرات محيط ، مثل گرما ، سرما ، نور و تاريكى و غيره آگاه مىسازد ، بازرگانان نيز بايد با شمّ خاصى كه دارند علاوه بر بازار و مشترى