اينرو بسيار نرم و گرم مىشد . برخى از بانوان از پشم نيز دستكش تهيّه مىكردند و گاهى آنها را رنگين و منقش مىبافتند .
كوزهگرى :
دستهء ديگرى از صنعتگران اردبيل با خاك و گل و نظاير آنها سروكار داشتند و اينان كوزهگران ، آجرسازان ، گچ و آهكپزان بودند . كوزهگرى مخصوص روستاى داشكسن يا ججين بود و چنان كه گفتهايم اهالى اين دهكده وسايل سفالى مىساختند كه در رأس آنها كوزههاى آب قرار داشت . اين كوزهها در اندازههاى مختلف ساخته مىشد .
كوچكترين آنها را « بزكچه » و بزرگترينشان را « سينگ » مىگفتند . نوع ديگرى از آن « بارداخ » نام داشت و مثل ليوانهاى بزرگ امروزى براى آبخوردن به كار مىرفت .
لولهنگ را ، كه نسل مقدم آفتابه براى تطهير بود هم اينها مىساختند و نيز نوعى كوزهء بزرگ با دهانهء بالنسبه فراختر بنام « نهره » درست مىكردند كه روستائيان مشتريان آنها بودند و از ماست با تكان دادن در آن ، كره مىگرفتند . زنان شهروند علاوه بر اين كار ، نهره را براى انداختن سركه به كار مىبردند و با اين سركه ترشى دلپذير درست مىكردند .
كوزهگران گلدان ، تنبوشه يا لولههاى سفالين بنام « گنگ » ، « پىتى » يا ديزى براى پختن گوشت ، طغار ، و اشياء و اسباببازيهاى ديگرى مثل تتك و دلكه « 1 » نيز مىساختند و پس از پختن و آماده كردن ، آنها را براى فروش به شهر مىآوردند .
آجرسازى :
در گذشتههاى دور معمولا بناها را با خشت مىساختند و فقط براى زيبائى ، قسمتى از نماى آن را ، مثل اطراف در و پنجره با آجر درست مىكردند از اينرو مصرف آن كمتر بود و در شهر بيش از يكى دو كورهء آجرپزى وجود نداشت . ولى كمكم كه به كار بردن آجر در خود ساختمان رواج گرفت تهيهء آن نيز بيشازپيش معمول شد و كورهخانههاى بيشترى در جوار شهر و بيرون دروازهء آستارا احداث گرديد . در سنوات اخير توليد آجر در اين كارگاهها ، كه به شكل ابتدائى بود ، جوابگوى تقاضاى زياد مردم نمىشد . از اينرو در سال 1332 خورشيدى شركتى براى ايجاد كورهء آجرپزى جديد به شكل « هوفمان » بوجود
هامش
( 1 ) - بصفحهء 100 جلد دوم اين كتاب مراجعه فرمائيد .