تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
مطالبى نوشته‌ايم .

دوشابسازى :

از اينها كه بگذريم دوشابسازى نيز صنعتى بود كه در اردبيل رواج داشت و راسته‌اى از بازار پير عبد الملك ، كه محل كار دوشاب‌سازان بود به « دوشابچى بازار » شهرت داشت . دوشاب را از كشمش مىگرفتند بدينطريق كه كشمش را با فشار زياد به صورت خميرى درآورده با افزودن مقدارى آب ، شيرهء آن را مىگرفتند و اين شيره را به طرز خاصى پخته به صورت دوشاب درمىآوردند . گرچه كشمش از مشگين و مراغه مىآمد ولى دوشابچىهاى اردبيل مهارت چشمگيرى در ساختن دوشاب داشتند و محصول كار آن‌ها با مرغوبيت خاصى فروخته مىشد . مصرف دوشاب در آن زمان زياد بود زيرا قند و شكر از روسيه مىآمد و به قيمت بالنسبه زيادى فروخته مىشد از اينرو جز مصرف چاى ، آنچه كه از قند و شكر ساخته بود از دوشاب استفاده مىشد . پيش‌كسوت دوشابسازان اواخر سلطنت قاجاريه در اردبيل « طهماسب » نام داشته و او بوسيلهء قاطرى سنگ آسيائى بزرگى را براى گرفتن شيرهء كشمش حركت مىدادم است . از اينرو قاطر او ضرب المثلى در اين شهر گشته و هركس كه كار بيهوده‌اى انجام مىداد با عنوان « تأمزون قاطرى » بدان قاطر تشبيه مىشده است . در ديگر نقاط ايران اين امر به شكل « قاطر عصار » عنوان مىشود . دوشابچىها نخودچى هم تهيه مىكردند و در اين كار مهارت خاصى داشتند و چنان كه در صفحهء 106 جلد دوم اين كتاب گفته‌ايم ساختن نخودچى مأكول و مرغوب از سى چهل سال پيش بوسيلهء آنها در تهران و از اين راه در نقاط ديگر ايران معمول گشته است . قبل از آن در تهران و نقاط ديگر يكنوع نخودچى ريز سفت و با پوست تهيه مىشد كه چندان مأكول و مطبوع نبود . دوشابسازان از شيرهء كشمش حلواها و گزهاى گوناگونى مىساختند كه معمول‌ترين آنها گز كنجدى و گردوئى بود . اين گزها را « اوئماحلوا » مىگفتند و بچّه‌ها از مشتريهاى پروپاقرص آنها بشمار مىآمدند .