شد و شخصى بنام « محمدى روئيندژى » ، كه در اردبيل بهيچوجه شناخته نبود ، براى نامزدى حزب معرفى گرديد . كميتهء ولايتى بر اين تصميم اعتراض كرد و فقدان زمينهء محلى را گوشزد نمود ولى اين اعتراض مورد توجه قرار نگرفت .
هنوز چند صباحى از اعتراض كميتهء حزب تودهء اردبيل بمركز نگذشته بود كه دستور جديدى آمد و مقرر گرديد آقاى سيد جعفر پيشهورى بجاى محمدى روئيندژى از اين ولايت نامزد شود تا بنام نمايندهء مردم اردبيل بمجلس شورايملى راه يابد و در مقابل « سيد ضياء الدين طباطبائى » و ديگر مهرههاى بنام ابرقدرت راست ، يعنى انگلستان ، تعادل سياسى در مجلس بوجود آيد .
اين نظر نيز مورد اعتراض قرار گرفت و از طرفى خود اين دستورهاى متعدد و تصميمهاى متناقض كميتهء مركزى ، برخى از دستاندركاران حزب را در اين ولايت در شك و ترديد انداخت و اينكه كميتهء مركزى نمىتواند تصميم قاطعى اتخاذ كند آنها را در خوشبينى خود دچار ترديد ساخت .
داستان نامزدى پيشهورى هنوز در جريان مكاتبه و مباحثه بود كه ناگهان از طرف كميتهء مركزى حزب ، اينبار شخص جديدى براى نامزدى معرفى شد و او آخوند معمّمى بنام « شيخ حسين لنكرانى » بود . اگر براى انتخابات مدت زمان بيشترى باقى مىبود شايد از طرف كميتهء مركزى حزب « كانديدا » هاى ديگرى نيز معرفى مىشد ولى چون وقت به آخر مىرسيد از اينرو آقاى لنكرانى آخرين آنها گرديد و بنامزدهاى قبلى نيز گفته شد كه نامهاى بنويسند و بنفع ايشان از نامزدى كنار بروند .
شيخ حسين آخوند سياستمدار و پرتلاش و خوشبيان و حرّاف پرگوئى بود كه شهرت بچپگرائى داشت و برادرانش در حزب تودهء ايران ، از مهرههاى مؤثر بشمار مىآمدند .
محافل اجتماعى در آن روز چنين مىپنداشتند كه براى سياستهاى دستچپى وجود او در مجلس ، و در مقابل كسانى مثل سيد ضياء الدين طباطبائى و ديگر عوامل مؤثر سياست انگلستان ، تعادلى بوجود مىآورد ولى شنيدنى است كه سالهاى ممتد بعد از اين وقايع يكى از برادران وى در خفا كشته شد و در افشاگريهائى كه از طريق بعضى جرايد در تهران صورت گرفت اين شايعه را در افواه رواج داد كه آقاى لنكرانى و برادرانش عامل
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٩