فصل دوّم فرقهء دموكرات آذربايجان
فرقهء دموكرات آذربايجان و نگاه كوتاهى بچگونگى تشكيل آن :
رعايت ترتيب تاريخى مطالب ، ما را به سالى مىرساند كه در آن سال اردبيل نيز همانند نقاط و شهرهاى ديگر آذربايجان ، تحت اداره و حكومت فرقهء دموكرات قرار داشت .
تاريخچهء خود فرقه و چگونگى پيدايش و فعاليتهاى آن شايد در اصل و بذاته ربطى با « اردبيل در گذرگاه تاريخ » نداشته و خود موضوع كتاب يا كتابهاى مستقلى بايد باشد كه ممكن است در باب آن فرقه نوشته شده يا در آينده تدوين گردد . ولى براى آنكه خوانندگان اين كتاب با آشنائى لازم بسوابق ، مطالب مندرجه را ملاحظه و بطور جامع الاطراف آنها را دريابند از اينرو اجمالا اشارهاى نيز بدان مىنمائيم .
رفتار ناصواب مأموران دولت در آذربايجان و بىتوجهىهائيكه همواره نسبت بدان سرزمين شده است از ديرباز در ذهن مردم آن ديار ، با شدت و ضعف چنين توهمى بوجود آورده بود كه هرآينه آذربايجان بمنزلهء مستعمرهاى براى ايران است و بايد براى رهائى از اين وضع ، بهروسيله كه ممكن باشد ، ولو با قيام مسلحانه تلاش و كوشش نمود و مردم غيرتمند و زحمتكش اين سامان را از اين خفت نجات داد .
اين امر گاهوبيگاه در گذشتههاى تاريخ اين منطقه به چشم مىخورد و نزديكترين آنها به زمان ما قيام « شيخ محمد خيابانى » مىباشد كه آذربايجان را « آزاديستان » ناميد و رهائى آن را از ظلم و جور مركزنشينان برنامهء كار خود قرار داد و عاقبت ، مثل ديگر پويندگان اين طريق ، جان خود را نيز در اين راه از دست داد .
در سال 1320 خورشيدى ، كه براى چند صباحى بساط خودكامگى در ايران فرو ريخت بار ديگر انديشهء خودمختارى اين خطّهء مهم در اذهان مردم آن پديدار گشت و كسانى درصدد برآمدند كه با استفاده از حضور ارتشهاى بيگانه در ايران و ضعف دولت