سياستمداران و سرمايهداران ، بشكست گرايد با حركات ناهموار بعضى از اعضاى خود ، شماتتها آفريد و از اين طريق بيش از آنها صدمه ديد . « 1 »
در آنزمان در جامعهء اردبيل همچنين حالتى بوجود آمد . « تابلو » ئى بر سر در خانهاى نصب گرديد و كسان بىاطلاعى از كيفيات اجتماع براى گرداندن آن منظور گشتند كه چون غالبا ذات نايافته از هستىبخش بودند در نتيجه بجاى روشنى بخشيدن بر اذهان و افكار تودهها بىنظمى و نابسامانى را بر مشتى مراجعين بىاطلاع تلقين كردند و تهيهء زمينهء سريع انقلاب « پرولتاريا » ئى را بر روشن ساختن ذهن تودهها و تبيين اصول آن حزب مقدم داشتند . « 2 »
اين بود كه علاقمندان حزب ، و بالمآل اعضاى معدود آن در اردبيل ، باصول و روشها دست نيافتند و چون از عملكرد دولتها نيز ناخشنود بودند جاهلانه حزب را يك دستگاه چماقدارى عليه مالكان پنداشتند و با حركات نسنجيدهء خويش آنانرا بمقاومت و عكس العملهاى ممكن واداشتند . شنيدنى است كه اكثريت اعضاى حزب و دهقانان طرفدار آن ، آنچنان در جهل و بيخبرى غوطهور بودند كه سالها بعد ، در شعارهائى كه در باب مخالفت با دولت وقت تحت عنوان « محو اولسون ساعد » به آنها گفته مىشد آنها عموما فرياد برمىآوردند « محو اولسون صائين » . « 3 »
ما يك بار هم گفتهايم كه حضرت على ( ع ) امام اول شيعيان تودههاى مردم را
هامش
( 1 ) - بطور كلى در امور اجتماعى و مرامنامههاى مكاتب سياسى بايد بين هدفها و روشها فاصله منظور داشت . در بعضى جوامع بويژه ملل شرق غالبا خطا در روشها هدفها را نيز تيره جلوهگر مىسازد و مكتبها را از پيشرفت باز مىدارد .
( 2 ) - ما اين مطالب را قبل از 1358 جمعآورى كردهايم .
( 3 ) - در آنزمان آقاى محمد ساعد مراغهاى نخستوزير ايران شد . چون چپگرايان او را عامل امپرياليسم انگلستان مىدانستند در تظاهرات و اجتماعات « مرگ بر ساعد » را شعار مىدادند . اعضاى بىاطلاع حزب در اردبيل چنين مىپنداشتند كه آن شعار دربارهء گردنهء « صائين » است كه بين اردبيل و سراب قرار دارد و زمستانها از برف و كولاك بسته شده عبور و مرور را بر مردم اردبيل دشوار مىسازد از اينرو داد مىزدند « مرگ بر صائين » .