« همج الرعاع » « 1 » گفته و شبيه پشّههائى دانسته است كه باد از هرطرف بوزد آنها را در مسير خود باينطرف و آنطرف مىكشاند و صد حيف كه اين گفتار در مورد اردبيليان ، بويژه سكنه دهستانهاى آن نيز كاملا صادق بود و كنون نيز بهمانگونه صدق مىنمايد .
اردبيليان ذاتا مستعد و باهوشند و آب و هواى محيط در رشد فكرى آنان اثر فراوانى دارد . ولى بايد تاسف خورد كه هيچگاه معلمان و هاديان آنها دلسوزى نكرده و درصدد آگاه ساختن آنان از حقايق و واقعيات امور برنيامدهاند و امروز نيز كه جهان از لحاظ علم و دانش و انديشههاى بشرى در مراحل پيشرفت است وضع به همين قرار است و با آنكه رهبران احزاب و دستجات سياسى و اجتماعى ادعاى هدايت مردم ، بويژه جوانان را بمراحل عالى انسانى دارند تأسفا چون گفتههاى آنان در طريق تبليغات و بخاطر مقاصد خاصى صورت مىگيرد ، نه تنها اثر مثبتى ايجاد نمىكند در نهايت قهقرا و عقبماندگى توأم با خشونتهاى نامطلوب را نيز ارائه مىدهد ! . . .
بارى حزب توده تا مهرماه 1324 خورشيدى در اردبيل فعاليت داشت ولى از آن تاريخ ببعد كه فرقهء دموكرات آذربايجان پا بعرصهء حيات گذاشت طبق تصميم كميتهء مركزى ، شعبهء آن حزب در اردبيل نيز در اختيار فرقه قرار گرفت و ديگر فعاليّتى بنام حزب توده مشاهده نگرديد .
انتخابات دورهء 14 مجلس شورايملى در اردبيل :
در آنزمان مدت نمايندگى در مجلس شورايملّى دو سال بود و اردبيل نيز يك نماينده داشت . با پيدايش حزب توده در صحنهء سياسى اين ولايت طبعا تلاش آنحزب براى انتخاب شدن يكى از اعضايش بيشتر بود و بررسىهاى گردانندگانش چنين وانمود كه آقاى يعقوب قدس براى اين كار بهتر و مناسبتر از ديگران مىباشد . اين بود كه كميتهء محلّى او را بمركز پيشنهاد كرد و باميد رسيدن دستور موافق ، براى نامزدى رسمى او ، يكسلسله كارهاى مقدماتى انجام داد . امّا بر خلاف انتظار دستور كميتهء مركزى حزب غير از آن
هامش
( 1 ) - الناس ثلاثه فعالم ربانى ، متعلم على سبيل نجاة و همج الرعاع . كتاب تشيع و تصوف ، دكتر كامل مصطفى الشيبى . ترجمهء عليرضا ذكاوتى قراگوزلو . امير كبير . تهران . 1359 ص 96 .