تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
تشكيلات نوظهور ، قرار مىگرفتند . ولى با نويدى كه در باب رهائى كشاورزان از ظلم و ستم اربابان و مالكان بدانها داده مىشد آنحزب در بين روستائيان طرفدارانى براى خود كسب مىنمود . بويژه آنكه برخى از اين روستائيان قبلا براى كار به روسيه رفته از افكار كمونيستى اطلاع داشتند . خوانندگان نبايد تصور كنند كه گروندگان و پيروان يك حزب يا جمعيتى ، در كشورى مثل ايران ، با علم و آشنائى كامل باصول و مبانى فلسفى از آن طرفدارى مىكنند بلكه پايه‌گذاران اجتماعات دهقانى و مربيان طبقات ديگر اجتماعى از دورانهاى گذشته آنچنان اين جماعات قابل ترحم را در خواب غفلت كرده‌اند كه قرنها بايد بگذرد تا روح آنها از افكار ناصواب و اىبسا اوهام و خرافات تصفيه يابد و دانش متعادلى بجاى جهل و گمراهى روان آنها را تابناك گرداند . منظور ما آن نيست كه چرا افكار كمونيستى در بين دهقانان اردبيل رسوخ نيافت و چه شد كه اين زحمتكشان بالفطره بدان مسلك و حزب نگرويدند يا برعكس . بلكه اظهار دلتنگى از آنست كه چرا هاديان جامعه از هرطبقه كه تصور شود ، در طول سالها و قرنها نخواسته‌اند آنانرا با حقايق امور آشنا سازند و با صيقل دادن روان صاف اين گوهرهاى ارزنده و تربيت روشنگرانهء آنها ، آنانرا براى انديشيدن صحيح و درك حقايق مستعد گردانند و تأثربارتر آنكه مديران حزب جديد نيز روشهاى گمراه‌كننده‌اى در اينباب در پيش گرفتند . كمونيسم مشت گره كردن و يا زور و تهديد براى از بين بردن حقوق اين و آن نيست بلكه يك مكتب فلسفى است كه با انديشه و درك آدمى سروكار دارد . مرامى است كه در مقابل مذاهب موجود جهان ، اعمّ از الهى و فلسفى و اقتصادى ، ظاهر شده ادعا دارد كه بهتر از آنها مىتواند زندگى انسانها را از جهات صورى و معنوى سامان بخشد و سعادت جوامع انسانى را از اين حيث تأمين نمايد . اگر كسى از اصول و مبانى آن آگاه نباشد چگونه مىتواند بدرستى آن را بارور نمايد يا از آن بهره‌مند گردد و مطابق رهنمودهاى آن عمل كند . چنان كه در ايران در به دو تشكيل آن سازمان چنين شد و آن مكتب فلسفى قبل از آنكه با تيرهاى تهمت مخالفان ، يا كارشكنىهاى تبليغاتى