چاروقدوزى :
به پا كردن چاروق خاص دهقانان بود زيرا بعلّت سبكى و نرمى ، كار كردن در بيابان را آسان مىنمود و بر خلاف كفش كه همواره در اراضى خاك رسى مرطوب مقدار زيادى گل در خود جمع مىنمايد ، چاروق آنچنان آلودگى نداشت .
چاروق را عموما از چرم خام مىدوختند و چون چاروقچيان مشتريان زيادى داشتند لذا در دو قسمت مجزا از هم در بازار كار مىكردند و بدينجهت چاروقچى بازار نيز در اردبيل دو بازار بود يكى نزديك خرّاطا بازار و ديگرى در حوالى زرگره بازار .
نخريسى و فرشبافى :
رشتهء ديگر از صنايع معمول در اردبيل فرشبافى بود كه از قديم الايام در اين منطقه رواج داشت . بويژه در روستاها وسيلهء اشتغال بانوان و دختران بشمار مىآمد .
فرشهائى كه در اردبيل بافته مىشد غالبا به صورت كناره بود و نقشهاى آنها نيز بيشتر به صورت طبيعت و تصوير حيوانات منظور مىشد و چون طرح آنها بوسيلهء خود دهقانان تهيّه مىگشت از اينرو اغلب به صورت ابتدائى به نظر مىرسيد . امّا در خود شهر فرشهاى زيبا و گرانبها مىبافتند .
مثل كفشدوزى تمام وسايل فرشبافى نيز در محلّ تهيّه مىشد و چون دستگاه نخريسى « ماشينى » وجود نداشت ، اين كار در خانهها و بوسيلهء زنان صورت مىگرفت .
اينان با دستگاههاى دستى مخصوصى ، كه وسيلهء خرّاطها و بنام « داراخ » يا شانه ساخته مىشد ، پشم را شانه كرده سپس توسط دستگاه دستى ديگرى بنام « جهره » يا دوك ، آنها را مىرشتند و پشمها را به صورت رشته درمىآوردند .
رشتهها از حيث تابيدن مختلف بود . آنهائى كه براى فرشبافى تابيده مىشد تاب كمترى مىيافت و نام « خاما » يا خامه به خود مىگرفت . ولى قسم ديگرى كه براى بافتن گليم و جاجيم رشته مىگشت تاب زيادى خورده نازكتر و محكمتر مىگرديد .
يكنوع از اين رشتهها را بسيار نازك و محكم مىتافتند و با آن شال مخصوصى مىبافتند و از آن لباس مردانه مىدوختند .