پالاندوزها و سرّاجها هردو اصنافى از صنعتگران به حساب مىآمدند و در راستههائى كه بنام آنها « پالاندوز بازار » و « سرّاجا بازار » خوانده مىشد بساختن آنها مىپرداختند .
پالانها با هم فرق داشت و نحوهء دوخت آنها براى اسب و الاغ و شتر ، همچنين در بعضى مواقع براى باربرى و سوارى ، تفاوت مىكرد . مصالح اوّليه آنها عموما بافتنىهائى مثل گليم و پلاس كهنه ، و ساقههاى گندم و جو بنام « كولش » بود .
پارچههاى مخصوص پالان را با الگوى معينى بريده مىدوختند سپس كولش را با مهارت خاص ، و بكمك ميلهء آهنى كه نوك آن دوشاخه بود ، در آنها جاى مىدادند .
گاهى براى استفاده برخى كدخدايان پير يا رؤساى طوايف دهنشين ، پالانرا با تكههاى فرشهاى كهنه مىدوختند تا نرمتر شود و راحتى آن بيش از پالانهاى معمولى گردد .
كسانى كه ابزار و وسايل لازم ، غير از كفش و چاروق ، را از چرم مىساختند ، سرّاج خوانده مىشدند . كار مهمّ سراجان در اردبيل ساختن لگام ، زين اسب ، كمربند ، شلاق يا « قمچى » « 1 » و . . . در اين اواخر چمدانهاى مسافرتى بود و همهء اينها را از چرم دبّاغى شده درست مىكردند . بهترين زين اسب را در روزگار گذشته از روسيه مىآوردند ولى در اردبيل نيز استادكارانى بودند كه زينهاى ظريف و زيبا مىساختند .
كفشدوزى :
كفشدوزى از قديمترين صنايع در اين منطقه بود و گرچه امروز تقريبا متروك گشته است ولى راستهء آنها همچنان بنام « باشماقچى بازار » اكنون نيز باقى مىباشد .
دكانهاى اين بازار معمولا طول زيادى داشت . قسمت عقب آنها مخصوص دوختن ، و بخش جلو براى عرضه كردن كفشها و فروختن آنها بود .
كفشها در دو گونهء زنانه و مردانه دوخته مىشد و بر خلاف امروز كه انواع مختلف پيدا كردهاند ، يا « ديكدابان » يعنى پاشنهبلند بودند و يا « ياستىدابان » يعنى پاشنهكوتاه . كفشهاى ديكدابان مردانه را معمولا « قوندارا » مىگفتند و تخت آن را نيز با چسباندن تكههاى چرم ، بين چرم زيرين و كف داخل كفش ، دو لايه مىساختند
هامش
( 1 ) - شلاقى را كه بر سر چوبى بسته در اسبسوارى از آن استفاده مىكنند در تركى « قمچى » مىگويند .