يافت و درشگههاى ظريف و زيبا كه ساختهء دست استادكاران اين شهر بود ببازار آمد و بنقل و انتقال مسافرين پرداخت .
نعلبندى :
درشگه و گارى با اسب كشيده مىشد و علاوه بر آنها ، خود اسب و الاغ و استر نيز قسمت اعظم انتقال بار و مسافر را بر عهده داشت و چون در اثر كار زياد سمهاى آنها سائيده شده و در صورت عدم توجه موجبات لنگى چهارپا را فراهم مىكرد از اينرو بر پاهاى آنها نعل مىبستند و بدينطريق سلامت آنها را تأمين مىنمودند .
نعلبندان ، كه در اردبيل آنها را « نالچهگر » مىگفتند ، بازار مخصوصى نداشتند بلكه در هركوى و برزنى دكان نالچهگرى به چشم مىخورد و كسانى بدينطريق امرار معاش مىكردند . نعل را آهنگران ، چنان كه گفتيم ، از قطعات آهن مىساختند .
نعلبندان آنها را خريدارى كرده بوسيلهء چكش و سندان از نو پرداخت مىنمودند و شكل و اندازههاى معينى بر آنها مىدادند . سپس با ميخهاى مخصوصى آنها را بر پاى ستوران مىبستند .
نعلبندى مهارت خاصى لازم داشت زيرا با كوچكترين اشتباه يا بىاطلّاعى ، ممكن بود ميخ به مايهء پاى حيوان بخورد و آن را لنگ و معيوب گرداند .
نعل كردن اسبهاى جوان نيز كار مشكلى بود زيرا آنها از بستن نعل و كوبيدن ميخ بپاى خود مانع مىشدند و گاهى با لگدپرانى و حركات تند سبب ناراحتى استادكار مىگرديدند . در اينموارد استادكاران ورزيده با دستگاه مخصوصى آنها را رام مىكردند .
بدينمعنى كه قبلا لب پائين حيوان را در حلقهء طنابى ، كه به دو سر قطعه چوب محكمى بسته بودند ، جا داده حلقه را بدور چوب مىپيچيدند لب حيوان بدينطريق تحت فشار قرار مىگرفت و تا پايان كار كه همچنان باقى بود ، شيطنت و لگدپرانى نمىكرد .
سرّاجى و پالاندوزى :
از اسب و الاغ بدون زين و پالان ، بويژه براى سوارى ، به زحمت مىتوان استفاده نمود از اينرو دارندگان اينقبيل چهارپايان درصدد تهيهء آنها برمىآمدند و از استادكارانى كه چنين وسايلى مىساختند خريدارى مىكردند .