داس و چكش ، دوك دستى براى رشتن پشم و برخى اسباببازيهاى چوبى براى بچهها بود .
ارابهسازى :
در نيمقرن پيش ساختن ارابه قسمت بزرگى از صنايع چوبى اردبيل را تشكيل مىداد زيرا ارابه در آن ايام بزرگترين وسيلهء نقليه و حمل بار بشمار مىآمد و علاوه بر شهر در روستاها هم از لوازم كار كشاورزى محسوب مىشد .
در آن دوران ارابههاى اردبيل عموما چهارچرخه بودند و با نيروى دو گاو حركت مىكردند ولى پس از آمدن چروونها ساختن گارى نيز ، كه داراى دو چرخ بزرگ بود و با يك اسب كشيده مىشد ، معمول گرديد .
محور چرخهاى ارابه از الوار چوبى ساخته مىشد . دو سر آنها را به صورت استوانه مىتراشيدند و چرخها را بر آنها مىگذرانيدند . چون در نتيجهء كار و هوا و رطوبت چوبهاى مذكور ، بويژه انتهاى آنها ، كه چرخها در آنها حركت مىكردند ، سائيده مىشد از اينرو صنعتگران شيارى در وسط طولى محورهاى مذكوركنده ، ميلههاى آهنى قطورى در آنها جاى مىدادند و چرخها را ، كه در وسط طوقهء آنها نيز لولههاى آهنى مىگذاشتند ، به دو سر اين ميلهها مىبستند .
محور جلو و عقب ارابه بوسيلهء الوار محكم ديگرى ، كه بمنزلهء « شاسّى اتوموبيل » ها بود ، از وسط بهم متصل مىشد . محلّ اتصال اين شاسّى در محور عقب ثابت و در محور جلو متحرك بود و گردش ارابه را براست و چپ ميسّر مىنمود .
دو سمت ارابه ، در جلو و عقب ، باز بود ولى دو طرف ديگر آن با نردههاى چوبى بلندى ، كه به شكل نردبان ساخته مىشد ، بسته مىگرديد .
چرخهاى ارابه نيز از چوب تهيّه مىگرديد و استادكاران مخصوصى منحصرا بدان مبادرت مىكردند و در واقع صنف جداگانهاى را در اين رشته از صنايع چوبى تشكيل مىدادند . دور جدار بيرونى محيط چرخها را با حلقههاى آهنى مىپوشانيدند و نيز داخل طوقههاى آنها ، چنان كه گفتيم با مهارت خاص لولههاى آهنى كار مىگذاشتند .
از نيمقرن پيش كه درشگه در اردبيل وسيلهء نقليهء عمومى شد ساختن آن نيز رواج