مختلف شهر به سفيدگرى ظروف مذكور اشتغال داشتند .
مسگرها از اوراق مس ديگ ، قابلمه ، دورى كه نامى براى بشقابهاى گرد و بزرگ بود ، بشقاب ، قراپالان يا آبكش ، كفگير ، طشت ، آفتابه ، مجموعههاى بزرگ و كوچك ، آفتابهلگن ، كاسه ، طاس حمام ، پياله ، تابه ، سينى و ديگر لوازم زندگى مىساختند .
اوراق مس از خارج مىآمد و در اين بين مس زنجان با مرغوبيت خاصى شناخته مىشد . برخى از مسگران بر ساختههاى خود نقشهائى نقر مىكردند يا اشعارى بر روى آنها مىنوشتند .
زرگرى :
زرگرها هم بازار مخصوصى داشتند كه بنام آنها « زرگره بازار » خوانده مىشد . اينان صنعتگران ظريفكارى بودند و از طلا و نقره زينتآلات مىساختند . مصنوعات آنها به صورت گردنبند ، سينهريز ، النگو ، دستبند ، گوشواره ، انگشترى ، گلهاى سر بود .
پيشينيان آنها علاوه بر زينتآلات مذكور خلخالهاى زيبا براى بستن به مچ پا ، تكمههاى زرّين آويزشكل ، براى دوختن به جلوى « يل » « 1 » هاى بانوان ، مىساختند و براى اعيان و اشراف نيز انفيهدان از طلا و نقره درست مىكردند . در صفحهء 23 جلد دوم اين كتاب از روكش نقرهء در ورودى رواق مقبرهء شيخ صفى الدين عليه الرحمه سخن گفته نوشتهايم كه سازندهء آن ، با خط ريز و در زير گلهاى زيبائى كه طرح كرده خود را با اين جمله « عمل امير خان اردهبيلى 1020 » معرفى نموده و در چهارصد سال قبل مهارت و استادى خود را عرضه كرده است . اين در اكنون نيز باقى است و بطوريكه اشاره كردهايم خواندن عبارت مذكور بدون عينك و ذرهبين متعذر مىباشد .
نجّارى :
گروه ديگرى از صنعتگران اردبيل به كارهاى چوبى اشتغال داشتند و مصنوعات خود را از چوب مىساختند و در صدر آنها نجّاران بودند . اينان راستهء بخصوصى نداشتند و غالبا در محلّات و معابر شهر براى خود محلّ كار ترتيب مىدادند .
هامش
( 1 ) - « يل » عبارت از كت مخصوصى براى زنها بود كه با شليته و شلوار مىپوشيدند .