بعنوان قلمتراش شناخته مىشد . تيغهء اينقبيل چاقو را از فولاد مىساختند و دستهء آنها را از شاخ گوزن درست مىكردند . برخى از چاقوسازان مهارت خاصى در كار خود داشتند و چاقوهاى ظريف و زيبائى به عمل مىآوردند و ساختههاى آنها ببهاى زيادى فروخته مىشد . ساختن قيچيهاى مخصوص پشمچينى گوسفندان نيز از كارهاى اين گروه بشمار مىآمد .
تيز كردن چاقو و قيچى با چرخهاى دستى صورت مىگرفت و بوسيلهء تسمهء چرمى ، كه توسط شاگرد دكان كشيده مىشد ، به حركت درمىآمد . ولى از نيمقرن پيش كه مهاجرين بنام « چروون » از روسيه آمدند يكنوع چرخهاى جديد معمول كردند كه بوسيلهء يكنفر و با نيروى پاى او حركت مىكرد .
حلبىسازى :
گروه ديگرى از آهنكاران اردبيل حلبىسازها بودند كه گرچه با آهن سروكار داشتند ولى خود رستهء جداگانهاى به حساب مىآمدند و بازار آنها هم بنام « تنكه بازار » شناخته مىشد زيرا با ورقهاى آهنى نازك كار مىكردند و چون اين ورقها را در اردبيل « تنكه » مىگفتند از اينرو بازار آنها هم بديننام خوانده مىشد .
محصول كار حلبىسازها ، بخارى ، لوله ، سطل ، آفتابه ، سماورهاى كوچك معروف به حلبى ، طشتكهاى مختلف بنام « لاخان » و امثال آنها بود و لحيمگرى هم از كارهاى اختصاصى آنها بشمار مىآمد .
مسگرى :
يكى از رستههاى صنعت قديم در اردبيل مسگرى بود كه در بازار راستهء نسبتا بزرگ و طولانى بنام آنها « مسگره بازار » خوانده مىشد . در آن ايام نيز ، مثل امروز ، ظروف چينى از خارج مىآمد و ببهاى زيادى فروخته مىشد از اينرو تهيهء آن براى همهء خانوادهها ميسّر نمىبود . آنانى هم كه در خانه چينىآلات داشتند يا خريدارى مىكردند براى احتراز از شكستن ، از به كار بردن آنها خوددارى مىنمودند و در عوض از ظروف مسين استفاده مىكردند . از اينرو ساختن ظروف مسى از صنايع و كارهاى وسيع اين شهر بود و علاوه بر مسگران گروهى نيز بنام « قليچى » ، كه تحريفشدهء همان كلمهء قلعچى است در نقاط