سرخ شده مىكوبيدند . خود استادكار با انبر آهن را مىگرفت و براى شكل دادن به آن ، آن را روى سندان برمىگردانيد و اگر در وسط كار و قبل از آنكه آهن به شكل مورد نظر در آيد ، سرد مىشد بار ديگر آن را در كوره مىگذاشت و قطعهء ديگرى را كه سرخ شده بود در مىآورد .
آهنگران معمولا داس ، چكش ، شانههاى زراعتى ، شنكش ، گاوآهن ، زنجيرهاى مختلف ، قفل ، قيمهكوب ، نعل كفش ، كلبتين ، بيل ، كلنگ ، چفت و لولاى در ، ميخ ، انبر ، نعل چهارپا ، حلقههاى دور چرخهاى ارابه و درشكه ، ماله و ابزارهاى بنائى ، سه پايههاى آهنى و غيره مىساختند و آنها را در قسمت جلوى دكان براى فروش مىگذاشتند .
تلمبهسازى و چاقوسازى :
برخى از آهنگران تلمبهسازى مىكردند . بدينمعنى از لولههاى آهنى براى كشيدن آب از چاه ، تلمبههاى دستى مىساختند و با آنكه تلمبههاى ساخته شده از روسيه وارد مىشد تلمبههاى ساخت اينان بسبب استحكام و ارزانى قيمت مشتريهاى زيادى داشت . اينها در قسمتى از انتهاى « دميرچى بازار » فعاليت مىكردند و از اينرو آنقسمت از بازار بنام آنها « ناسوسچى بازار » « 1 » خوانده مىشد .
گروه ديگر از آهنگران كارد و چاقو مىساختند و در قسمت ديگرى از راستهء آهنگران ، كه بنام آنها به « پچاقچى بازار » « 2 » معروف بود كار مىكردند .
چاقو ، مثل امروز در آن ايّام نيز از وسايل زندگى به حساب مىآمد و هيچ خانهاى پيدا نمىشد كه در آن حدّاقل يك كارد نباشد . با اين تفاوت كه آنها ساخت دست صنعتگران محلى بود ولى كاردهائيكه امروز در خانههاى اردبيليان مورد استفاده است محصول كارخانههاى اروپا و آمريكا يا كره و فيلىپين مىباشد .
در قديم داشتن يك چاقوى كوچك در جيب هرمردى نيز معمول بود و بهترين آنها
هامش
( 1 ) - تلمبههاى دستى را در اردبيل « ناسوس » مىگفتند .
( 2 ) - كارد و چاقو را در تركى « پچاق » مىگويند .