فصل سوّم صنايع اردبيل
اردبيل تا نيمقرن پيش يك جامعهء بسته به حساب مىآمد وگرچه با نقاط ديگر روابط بازرگانى داشت ولى قسمت اعظم ما يحتاج خود را خود تهيّه مىنمود و نيازمنديهاى جامعه بدست صنعتگرانى از خود آن تأمين مىگرديد .
شك نيست كه فرآوردههاى صنعتى بچنان وسعت و كيفيت كنونى نبود و اصولا زندگى از حيث ضروريّات و تجمّلات به قدر امروز پيچيدگى و آلودگى نداشت و بدينجهت صنايع نيز عموما ساده بود و با دست تهيّه مىگرديد و كميّت آن نيز محدود و تابع ميزان نياز و تقاضاى مردم بود . بااينحال جامعهء گذشته ، با همهء عقبماندگىهاى تصورى و محروميتها و ناكاميهاى زندگى ، بر محيط مرفّه كنونى اردبيل مزيّت و برترى داشت . زيرا آنان سازندگان و توليدكنندگان بودند و اينان مصرفكنندگان مطلق . و در جهان انصاف همواره توليدكننده ارزندهتر از مصرفكننده مىباشد . اگرچه اين حقيقت ممكن است بر كسانى از اين مردم خوش نيايد .
اگر نام بردن و شمردن نيازهاى آن روز مردم متعذر باشد مىتوان از نام بازارها و مراكزى كه در گذشته با نام صنايع شهرت داشت ، و اكثرا در عهد ما نيز به همان نامها شناخته مىشوند ، از قسمت اعظم آنها آگاه گشت .
نامهاى مزبور علاوه بر نمودن صنايع متداول روز ، نشانگر مطالب ديگرى نيز مىباشد از جمله اينكه صنوف مختلف در اين شهر از يكديگر جدا بوده و هريك در قسمت مخصوصى تمركز داشته است . و نيز محلّ ساخت و فروش آنها يكى بوده و جز چند صنعت ، مثل كوزهگرى ، كه محلّ توليد و فروش آنها با هم فاصله داشته ، بيشتر صنعتگران در همانجائى كه فرآوردههاى خود را مىساختند در همانجا نيز براى فروش عرضه مىنمودند و بدينطريق موضوعى بنام دلال و واسطه در بين نبوده و اجناس به قيمت ارزان در دسترس خريداران قرار مىگرفته است و اين امرى است كه دولتهاى ايران ،