استقبال زياد به عمل نمىآيد زيرا اردبيليان معتقدند كه گوشت و شير بز به قدر گوشت و شير گوسفند مرغوب و مطبوع نمىباشد . بااينحال در هرگلّهء گوسفند چند رأس بز نيز ديده مىشود كه در پيشاپيش گوسفندان راه مىروند و آنها را رهبرى مىكنند . يك آمار از سال 1313 خورشيدى نشان مىدهد كه در آن تاريخ جمعا در منطقهء اردبيل 20000 بز وجود داشته است .
موهاى بز را در اردبيل « قزيل » مىگويند و علاوه بر مصارف ديگر از آن در ساختن تنورهاى نانوائى استفاده مىكنند بدينمعنى آن را با گل رس مخلوط نموده و از آن تنور مىسازند . موهاى مذكور مانع ترك خوردن و ريختن اطراف تنور مىگردد .
در زير « قزيل » و بر روى پوست بز ، لايهء كمقطرى كرك وجود دارد كه آن را در اردبيل « تيفتيك » مىگويند و از آن رشتههائى مىريسند و از اين رشتهها لباسهاى گرم بويژه دستكش و جوراب مىبافند . مقدار محصول كرك هربز در اين منطقه قريب 100 گرم در سال برآورد شده است .
در نيمقرن پيش و قرون پيش از آن تربيت شتر در اين منطقه رواج كامل داشت زيرا در آن دورهها شتر تنها وسيلهء حمل بارهاى سنگين بشمار مىآمد و بجاى كاميونهاى امروزى تلقى مىشد . ولى اكنون جز در برخى از ايلات عشاير شتردارى معمول نيست و نگهدارى آن در اين طوايف نيز براى حمل باروبنهء آنها ، در موقع كوچ به ييلاق و قشلاق ، مىباشد .
شتر نيز از حيث پشم و گوشت ، حيوان مفيدى به حساب مىآيد زيرا پشم آن لطيف و نرم است و مشترى زيادى دارد . در گذشته با آن پارچههاى دستبافى بنام « يرده توخونماشال » ( يعنى شالى كه در زمين بافته مىشود ) مىبافتند و برخى از اين پارچهها بقدرى ظريف مىشد كه به صورت بهترين پارچههاى مرغوب در دوخت لباسهاى مردانه به كار مىرفت . گوشت شتر نيز خوردنى است ولى اردبيليان كمتر از آن اقبال مىنمايند .
در ربع قرن اخير تعدادى خوك نيز به صورت گلهء منظم و بوسيلهء ايرانيان مسيحى در اطراف شورابيل پرورش داده مىشود ولى اين كار كلا براى صدور مىباشد زيرا در اردبيل كسى از آن مصرف نمىنمايد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٠٩