بيش از خود موضوع همّت مىگماشت .
قرنها و سالها گذشت تا دولت بفكر آبرسانى بر آن دشت افتاد و زمينها را بين مردم تقسيم كرده آبروهائى ، كه از رود ارس بداخلهء دشت كشيد ، آنانرا وادار بكاشت نمود و بدينترتيب قسمت بزرگى از زمينها را كه به صورت چراگاه درآمده بود بكشتزار مبدل ساخت ولى اين امر نتوانست دامدارى را از آن منطقه براندازد و عشاير را از داشتن گلههاى بزرگ گوسفند محروم سازد . فقط در سنوات اخير بود كه قوانين ناصوابى براى ملّى كردن مراتع و ممنوعيّت چرا در آنها بتصويب رسيد و با منع تعليف احشام در آنها در اردبيل نيز ، مثل همهجاى ديگر ايران ، دامدارى رو بانقراض گذاشت .
دامهاى اردبيل :
بيشترين دامى كه در ولايت اردبيل پرورش داده مىشود گوسفند است . نژاد گوسفند اردبيل با اغلب نقاط ايران و دنيا فرق دارد بدينمعنى كه اين نژاد از گوسفندان ، داراى دنبههاى بزرگى بوده قسمت اعظم چربى بدن را در آنجا ذخيره مىنمايند ولى در نژادهاى ديگر معمولا چربى آنها در لابلاى عضلات و گوشت جا دارد و بدينجهت گوشت آنها چندان مطبوع نمىباشد .
در سنواتى كه در قشلاق علف بسيار برويد و حيوان بدون حركت زياد چرا كند دنبه رشد بيشترى مىيابد و سنگينى آن زحمتى براى خود وى فراهم مىسازد تا آنجا كه گاهى سنگينى دنبهء برخى از آنها ، هنگام حركت سريع يا پريدن از جويبار و غيره ، سبب شكستن ستون فقرات حيوان مىشود و لاجرم منتهى ببريدن سرش مىگردد .
گلّههاى گوسفند در اين منطقه سالى دوبار نتاج مىدهند و طبق بررسى صاحبنظران دستكم بيست درصد ميشها دوبار در ييلاق و قشلاق بچّه مىزايند و اين خود يكى از علل ازدياد سريع تعداد آنها مىباشد . در سنوات گذشته كه هنوز مشكلاتى براى دامدارى بوجود نيامده بود سالانه بيش از يكصد هزار رأس گوسفند از اين ناحيه به روسيه و شهرهاى ايران صادر مىگرديد .
سردى هواى منطقه سبب مىشود كه محصول پشم گوسفندان نيز بيشتر شود و از لحاظ اقتصادى درآمد بيشترى نصيب صاحبان خود گرداند . طبق نوشتهء كتاب جغرافياى